تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢

خلاصهء درس هيجدهم :

در اين شكّى نيست كه موجودهاى ممكن ، داراى ماهيّت هستند و ماهيّات نيز جنس و فصل مىباشند . و نيز مىدانيم كه در ميان اجناس و فصول اجناسى هستند كه از همهء اجناس اعمّ هستند و باز اجناسى هستند كه از همهء اجناس اخصّ مىباشند و اجناس از اخصّ تا اعمّ به طور تصاعدى يكى بر ديگرى ترتّب پيدا كرده و بالاخره منتهى به جنسى مىشوند كه فوق آنها جنسى نيست و به اين ترتيب ترتّب در اجناس پديد مىآيد : دليل اين مطلب در متن درس بيان شده است و اين اجناس را در اصطلاح فلسفه « مقولات » مىنامند . مقولات از قبيل بسائط بوده ، مركّب از جنس و فصل نيستند و نيز اين مقولات با تمام ذات بسيطشان با يكديگر متباين هستند و نيز يك ماهيّت جايز نيست تحت بيش از يك مقولهء مندرج باشد . ماهيّات بسيط مثل نوع مفرد و فصول جوهرى اگر واقعيّت داشته باشد همهء اينها از تحت مقولات خارج هستند و واجب و ممتنع نيز از دائرهء مقولات بيرون هستند و امّا مفهوم ماهيّت و شىء و موجود و امثال اينها نيز بزجميع مقولات صادق است ، تفصيل اين مطالب و علت احكام بالا همه در متن درس ذكر شده مراجعه كنيد در تعداد مقولات چند نظر بين فلاسفه موجود است : الف : فلاسفه مشّاء عقيده دارند كه مقولات ده تا هستند ، « جوهر - كمّ - كيف - وضع - اين - متى - جده - اضافه - ان يفعل - ان لا ينفعل . ب : برخى از فلاسفه معتقدند كه مقولات چهار تا هستند « جوهر - كمّ - كيف و نسبت » ج : بعضى ديگر از فلاسفه عقيده دارند كه مقولات ده‌گانه ، به دو مقولهء : « جوهر و عرص » برمىگردند .