تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
صورت بر وجود دوم منطبق نمىگردد ، پس وجود دوم مصداق آن نيست و درنتيجه اين همانى و عينيتى بين دو وجود نيز در كار نيست .

2 - 3 : برهان ابطال مثلين من جميع الجهات

مسئله مورد بحث از جهتى مصداق « مثلين من جميع الجهات » است . توضيح اينكه بحث در اين بود كه « آيا ممكن است يك موجود با دو وجود موجود شود يا نه ؟ » براى ابطال اين مطلب ، از اين طريق سير كرديم كه وجود متشخص بذاته است ، پس تحقق دو وجود به معناى تحقق دو شخص و دو موجود است ، در حالىكه فرض كرده بوديم كه يك موجود است كه دو وجود دارد و اين مستلزم كثرت واحد است كه تناقض است و محال . مخالفين حكما در جواب اين برهان قائل شده‌اند كه اين دو وجود از جميع جهات مثل يكديگرند ، ذاتا هيچ ميزى با يكديگر ندارند ، اگر ميزى بين آنها هست عرضى است ، پس تحقق يك موجود با اين دو وجود مستلزم تحقق دو شخص و دو موجود نيست و لذا تناقضى لازم نمىآيد . پس ايشان ، براى انكار امتناع تكرر وجود و ردّ برهان آن ، دست به دامن مسئله « مثلين من جميع الجهات » شده‌اند ، ازاين‌رو در همين‌جا به ابطال اين مسئله نيز مىپردازند . علاوه‌بر اين ، ملاك امتناع هردو امتناع عينيّت در حال اثنينيت است . اين برهان مبتنى بر دو مقدمهء زير است : مقدمهء اول : تحقق مثلين من جميع الجهات مستلزم تحقق تمايز و عدم تحقق تمايز است و به عبارت ديگر مستلزم عينيت در حال اثنينيت است . مقدمهء دوم : تالى بداهتا باطل است . نتيجه : مقدم نيز باطل است ، يعنى ، تحقق مثلين من جميع الجهات محال است . در قياس فوق بطلان تالى ، چنان كه در 1 - 3 گذشت ، بديهى است اما دليل ملازمه بين مقدم و تالى اينكه مقصود از مثلين من جميع الجهات دو موجودى است كه از هيچ جهتى هيچ تفاوتى نكنند و از هر جهتى مثل هم باشند . واضح است كه تحقق چنين دو چيزى مستلزم اين است كه هيچ ميزى بين آن دو موجود نباشد و الّا اگر از جهتى از جهات ميزى وجود داشته باشد ، از آن جهت مثل يكديگر نيستند و در نتيجه مثلين من جميع الجهات نخواهند بود . از سوى ديگر ، دو موجودند نه يك موجود و دو تا بودن يعنى از يكديگر متمايز بودن ، دوئى
شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 216 | الشيخ محمد تقي مصباح اليزدي / عبد الرسول عبوديت