« وَ النَّازِعاتِ غَرْقاً * وَ النَّاشِطاتِ نَشْطاً * وَ السَّابِحاتِ سَبْحاً * فَالسَّابِقاتِ سَبْقاً * فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً »
. « 1 »
آيا اين آيات اين گونه است كه جميع مردم معناى آن را مىفهمند ، يا بايد بپرسند و به تفسير مراجعه كنند كه مراد ملائكهء خاصى هستند ؟
در روايت وارد شده است كه مراد از فَلَقْ در :
« قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ »
« 2 » صبح است كه شكافته مىشود ، و يا وجود است كه از عدم بيرون مىآيد ؛ آن وقت بدون مراجعه به تفسير فَلَق ، كجا مىتوان اين معنا را به دست آورد ؟
و يا مثلًا در روايت داريم : « الْوَيْلُ جُبٌّ فِى جَهَنَّمَ » . « وَيْل كه در سورهء مُطَففين آمده است چاهى است در جهنم . » اين از باب اسمگذارى است ، و مثلًا مكانهاى قيامت مانند دنيا داراى اسمايى هستند ؟ آيا اين از باب تمثيل است ؟
علامه : به حسب ظاهر ، تمام قرآن كريم از حيث معنايى كه در ابتدا به ذهن وارد مىشود ، بسيار ساده القا شده است كه همه مىفهمند و در دسترس فهم عموم است ، ليكن مراحل ديگرى در ماوراى اين مرحله هست كه رفته رفته ، فهم آنها سختتر و مشكلتر مىشود ؛ آنها معانى باطنيه قرآن هستند .
از نقطهء نظر ظاهر ، تمام قرآن ساده و آسان و قابل فهم ، و از نقطهء نظر باطن ، به حسب اختلاف درجات بطون قرآن ، معانى غامضتر خواهد بود . هر چه به معانى عميقترى دست يابيم مشكلتر و از افهام عامه دور تر است :
إنَّ لِلْقُرْآنِ بَطْناً وَلِبَطْنِهِ بَطْناً إلَى سَبْعَةِ أَبْطُنٍ ، أَوْ إلَى سَبْعِينَ بَطْناً . « 3 »
هامش
( 1 ) . آيات 1 - 5 سورهء نازعات : « سوگند به كسانى كه به سختى بيرون مىكشند . و سوگند به كسانى كه با نشاط و وسعت و گشايش انجام مىدهند . و سوگند به كسانى كه كار را به سرعت انجام مىدهند . پس سوگند به كسانى كه سبقت مىگيرند . پس سوگند به كسانى كه تدبير امور را مىكنند . »
( 2 ) . آيهء اول سورهء فلق
( 3 ) . اين روايات را مرحوم فيض كاشانى در مقدمهء چهارم از دوازده مقدمهء خود در كتاب تفسير صافى آورده و بحث كافى نموده است