تلميذ : علت چيست كه در قرآن كريم با اينكه وارد است كه ما قرآن را براى تلقى و فهم همهء مردم آسان نمودهايم :
« وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ »
؛ « 1 » بعضى از آيات قرآن در كمال غموض و پيچيدگى ، و رسيدن به حقيقت معنا و مراد واقعى از آن در كمال صعوبت است .
مثلًا آيهء شريفهء :
« يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّماءِ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ »
. « 2 » رسيدن به حقيقت معنايش مشكل است كه كيفيت ربط عالم امر با عالم خلق ، از نزول و صعود ، به يك هزار سال از سالهاى معمولى بيان شده است ، چگونه مىتواند بوده باشد ؟ مگر آنكه مردم يك عبارت ساده تلقى كنند ، به يك معناى سادهء تحت اللفظى اكتفا نمايند ؛ يعنى يك معناى آسانى كه همهء مردم بدون تعمق در آن بتوانند ادراك كنند .
در قرآن كريم الفاظى آمده است كه معنايش احتياج به تفسير دارد ، و بدون تفسير ، مردم از آن چه مىفهمند ؟ مثل آيات :
هامش
( 1 ) . آيات 17 ، 22 ، 32 و 40 سورهء قمر : « وبهتحقيق كه ما قرآن را براى فهميدن آسان كرديم ؛ آيا فهم كنندهاىهست ؟ »
( 2 ) . آيهء 5 ، از سورهء سجده : « خداوند تدبير امر را از آسمان به سوى زمين مىكند ، و سپس آن امر به سوى خدا بالامىرود ، در روزى كه مقدار آن هزار سال است ، از همين سالهايى كه شما مىشمريد ! »