آسانتر است ، زيرا پيروى از شرع براى قتل نفس و كشتن مستمر و دائمى آن است كه مادام كه نفس موجود است اين رياضتها برقرار است ، اما رياضتهاى شاق ودشوار ، قتل دفعى وآنى براى نفس هستند و از همين رو آسانترند ونياز به ايثار كمترى دارند .
وبالجمله شريعت ، بيان كيفيت سير و سلوك از طريق معرفت نفس را فروگزار نكرده است .
بيان مطلب چنين است كه انجام عبادت سه گونه تصور مىشود :
نخست : عبادت به طمع بهشت .
دوم : عبادت از بيم آتش دوزخ .
سوم : عبادت براى خدا . نه از روى بيم و نه از روى طمع .
و غير از قسم سوم ، از آنجا كه هدف رسيدن به راحتى وآرامش يا رهايى از عذاب است پس غايت آن نيز دستيابى به خواهش نفس خواهد بود . و توجه به خدا در اينگونه عبادات ، همانا براى دستيابى به خواهش نفسانى است وخداوند سبحان واسطه رسيدن به خواهشها قرار مىگيرد . و واسطه از آن روكه واسطه است مقصود بالذات نبوده و تنها بالتبع وبالعرض مقصود است . وچنين عبادتى در حقيقت چيزى جز پرستش شهوت نخواهد بود ، تنها قسم سوم است كه عبادت حقيقى به حساب مىآيد و از آن با بيانهاى مختلفى تعبير شده است .
در كتاب كافى به طور مسند از « هارون » ، از ابى عبداللَّه عليه السلام روايت شده است كه فرمود :
العباد ثلاثة ، قوم عبدوااللَّه عزّوجلّ خوفاً ، فتلك عبادة العبيد ، و قوم عبدوااللَّه تبارك و تعالى طلباً للثواب . فتلك عبادة الأجراء ، و قوم عبدوا اللَّه عزّوجلّ حبّاً له ، فتلك عبادة الأحرار ، وهي أفضل العبادة . « 1 »
هامش
( 1 ) . پرستندگان بر سه دستهاند : گروهى كه خدا را از روى بيم و هراس مىپرستند كه اين عبادت بردگان است . و گروهى كه خدا را براى رسيدن به اجر و ثواب پرستش مىكنند و اين عبادت مزدوران است . و اما دستهاى هستند كه خدا را از سر محبت پرستش مىكنند و اين عبادت آزادگان و برترين عبادتهاست