قرار گيرد ؟ اما شك و ترديد در آيات و آثار و نشانههايش رواست كه آن هم به زودى حقيقتش ظهور كرده و ارتياب و ترديد را از ميان خواهد برد . ( پس اين را بدان ! )
مطلبى را كه ذكر كرديم با آنچه كه از حضرت على عليه السلام در كتاب توحيد روايت شده كه آن حضرت فرمود : « مقصود از كلمهء لقاء كه در قرآن به كار رفته است ، بعث و برانگيختن است » ، منافات ندارد ، زيرا سخن ما ، چنان كه پيداست ، درباره « مستعملٌ فيه » ، مفهوم است نه دربارهء « مصداق » آن ، پس آشكار است كه بعث و برانگيختن از مصاديق لقاء است ، چنان كه پارهاى از آيات و روايات در اين زمينه خواهد آمد . و از سخن خداوند سبحان نيز اين مطلب دريافت مىشود ، آنجا كه مىفرمايد :
« يُنْذِرُونَكُمْ لِقاءَ يَوْمِكُمْ هذا » *
. « 1 »
و نيز مىفرمايد :
« أَ إِذا ضَلَلْنا فِي الْأَرْضِ أَ إِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ بَلْ هُمْ بِلِقاءِ رَبِّهِمْ كافِرُونَ »
. « 2 »
و از روايات نيز در كتاب محاسن به طور مسند از « زراره » ، از ابى عبداللَّه عليه السلام دربارهء اين آيهء شريفه كه مىفرمايد :
« وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ »
. « 3 »
اين روايت نقل شده است كه حضرت فرمود :
« كانَ ذلِك معاينةَ اللَّه ، فأنْساهُمُ الْمعاينة ، و أثْبَتَهُمُ الإقرارَ في صُدوِرِهمْ وَ لَو لا ذلِكَ لَم يَعْرِفْ أحدٌ خالِقَهُ وَ رازِقَهُ ، و هو قولُ اللَّه :
« وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَهُمْ
هامش
( 1 ) . شما را از مواجه شدن با اين روز سخت بيم دهند
( 2 ) . كافران گويند كه آيا پس از آنكه ما در زمين نابود شديم باز از نو زنده خواهيم شد ، بلى البته زنده خواهند شد ، ليكن آنها به شهود لقاى خدايشان و به روز حساب اعمالشان ، از جهل ، كافرند
( 3 ) . ( اى رسول ما ) به يادآر ( و خلق را متذكر ساز ) هنگامى كه خداى تو از پشت فرزندان آدم ذُريهُ آنها را برگرفت و آنها را برخود گواه ساخت