وَ سَألَ موسى و جَرى على لسانِهِ مِنْ حَمْدِ اللَّه - عَزَّوَجَلَّ - :
« رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ »
فَكانَتْ مَسْأَلَتُهُ تلكَ أمراً عظيماً ، و سألَ أمراً جَسيماً فَعُوقِبَ ، فَقالَ اللَّه تَعالى :
« لَنْ تَرانِي »
في الدّنيا حتى تَموتُ فَتَراني فِي الْآخِرَة . « 1 »
و نيز روايات فراوانى رسيده است كه مضمون آنهااين است كه خداوند سبحان در بهشت براى اوليائش تجلى مىكند و در آخر روايت مىفرمايد :
« وَلَكَ في كُلِّ جمعةٍ زورةٌ » . « 2 »
و در جوامع روايى آمده است : « سَتَرُونَ رَبَّكُم كما تَرَوْنَ الْقَمَر لَيْلَةُ الْبَدْر » . « 3 »
و همچنين رواياتى در خصوص حضرت رسول صلى الله عليه و آله و ائمه عليهم السلام رسيده است كه از آن جمله در كتاب توحيد به طور مسند از محمد بن فضيل نقل شده است كه مىگويد : از ابا الحسن عليه السلام سوال كردم : آيا رسول خدا صلى الله عليه و آله خدا را ديده است ؟
فرمودند :
نَعَمْ ، بِقَلْبِه رَآهُ . أما سَمِعْتَ اللَّه عَزَّوَجَلَّ يَقُول :
« ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى »
. لَمْ يَرَهُ بِالْبَصَر و لْكِن رَاْة بِاْلفُؤاد . « 4 »
و نيز حديثى در كتاب توحيد از حضرت رضا عليه السلام نقل شده است كه مىفرمايد :
كان - يعنى رسول اللَّه صلى الله عليه و آله - إذا نَظَرَ إلى رَبِّه بِقَلْبِه جَعَلَهُ في نورٍ مِثْلِ نورِالْحُجُب
هامش
( 1 ) . و موسى در خواست ديدن نمود و بر زبانش حمد و ستايش خداوند عزوجلّ جارى گشت و گفت : خدايا خودت را به من نشان بده تا تو را ببينم . و اين درخواستى بزرگ و سنگين بود ، و او امرى عظيم را درخواست كرد ، پس مجازات گشت و خداوند تعالى فرمود : هرگز مرا در دنيا نخواهى ديد تا اينكه بميرى ، پس آنگاه مرا در آخرت خواهى ديد
( 2 ) . و براى تو در هر جمعه يك بار ديدار هست
( 3 ) . به زودى پروردگارتان را خواهيد ديد آن چنان كه ماه شب چهارده را مىبينيد
( 4 ) . آرى ، او را با دلش ديد . آيا اين سخن خداوند را نشنيدهاى كه مىفرمايد : آنچه ( در غيب عالم ) ديد دلش هم حقيقت يافت و كذب و خيال نپنداشت . او را با چشم نديد بلكه با دل يافت