و مشكل حل مىگشت . اما درمواردى هم حديث بسيار ديرياب بود . گاه شده است كه مترجم براى يافتن روايتى ، كلّ تفسير قمّى را چندين بار تورّق كرده است و همينطور علل الشرايع شيخ صدوق يا محاسن برقى را . درمواردى هم در نهايت روايت را در مأخذ ذكر شده نيافتيم و به ذكر نشانى آن در كتابهاى ديگر روايى اكتفا كرديم .
فىالمجموع گمان مىرود كه اين زحمات به هدر نرفته و آن كمبود ياد شده تا حدود زيادى مرتفع شده است .
5 . از اشكالات ديگر متن عربى كتاب ، فقدان عناوين مناسب است . به جز چند سرفصل كلّى ، تقريباً هيچ عنوان ديگرى در متن كتاب مذكور نبود . در حالىكه مطالب مورد بحث نسبتاً متعدد ، و نكات پراكنده در آن بسيار به چشم مىخورد . لذا مترجم به تناسب ، عناوينى را براى متن برگزيده است ، تا هم يكدستى مملّ كتاب بر طرف شود و هم مطالب آن سريعتر قابل دستيابى باشد .
6 . ترجمهء نيمى از رسالهء سوم ( هفت فصل اول ) چندين سال قبل ، توسط اينجانب صورت گرفته بود كه در يادنامهء شهيد مرتضى مطهرى قدس سره با عنوان « حيات پس از مرگ » به چاپ رسيد . دو فصل ديگر آن ( فصل 8 و 9 ) نيز توسط فاضل بزرگوار حجةالاسلام آقاى سيد مهدى نبوى به انجام رسيده بود . ترجمهء اينجانب به خاطر تعجيلى كه از ناحيهء دستاندركاران يادنامه اعمال مىشد ، تا حدّى نامطلوب بود . به ويژه آنكه اغلاط بسيار در چاپ آن راه يافته و در چند مورد هم ترجمه ناقص يا نادرست بود . در اين چاپ ، ترجمهء مذكور كلًاّ بازبينى شد و اصلاحات فراوانى از حيث عبارات در آن صورت گرفت و نواقص آن در حدّ مقدور بر طرف شد و با كسب اجازه از محضر آقاى نبوى ، در ترجمهء ايشان هم به تناسب اصلاحاتى به عمل آمد تا ترجمه تاحدّى يكدست شود .
7 . مترجم با اذعان به قلّت بضاعت خويش ، خشنود است كه در كار ترجمه از هيچ كوششى فروگذار نكرده و آنچه در توان داشته در مطابقت ترجمه با متن و تسهيل فهم
انسان از آغاز تا انجام ( فارسى ) — صفحة 16
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٦