ج : آخرين بار ملاقات همان بارى بود كه خدمت آقاى خمينى در تهران رسيديم .
تازه وارد شده بودند . آقاى مطهرى بود كه ما را هدايت كرد به آنجا و شب مهمان آقاى مطهرى بوديم . صحبتها كرديم و ديگر بعد از آن ايشان را نديدم .
س : آيا ايشان در رابطه با پشتوانهء فكرى و ايدئولوژيكى كه ادامه نهضت را تضمين كند ، طرحهايى داشتند ؟
ج : لابد مطالبى داشتند لكن من به اين قسمتها خيلى دل نمىدهم .
س : يعنى از لحاظ فكرى چه طرح هايى براى اجرا در محيط اسلامى داشتند ؟
ج : به نظرم طرحهاى ايشان مساوى بود با طرحهاى آقاى خمينى ، چون به پاريس هم رفتند و مدتى پيش ايشان بودند و پس از آمدن هم باز خدمت ايشان بودند .
س : با تألماتى كه بر شما وارد شده و با اين كسالتى كه داريد - مىبخشيد كه مىپرسم - حالا ما كه از دريافت راه صحيح اسلامى از فيض حضور و طرحهاى ايشان محروم شديم ، براى ادامه راه چه توصيهاى به ما مىكنيد ؟ و بر جوانان ما داريد ؟
ج : توصيه ، عمل به كتاب و سنت است . يعنى : قرآن و حديث .
س : با چه روشى ؟
ج : خود قرآن و حديث ، مشتمل بر بيان رويه و روش هم هست .
س : اگر مطلب ديگرى كه خودتان لازم مىدانيد در اين زمان و با اين اتفاقاتى كه افتاده ، و به عنوان پيام براى مردم و جوانان ، بيان بفرماييد .
ج : پيامها از هر طرف رسيده و مردم احتياج به پيام تازه ندارند ، فقط اين نكته است كه بايد بيدار بود و اين مطالب و مقاصد را كه سر آنها مبارزه و جدال داشتند و زحمتها كشيدند و قربانىها دادند ، خوب پياده كنند .
ما فردا قانون اساسى خواهيم داشت . يك سلسله مقررات خواهيم داشت . نظرات دينى هم كه فوق همه اينهاست و لكن طورى نشود كه فردا موجب رنجش و يا مسخره ديگران بشويم .
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 285
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٨٥