تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
س : وقتى كه جناب عالى با ايشان درس را شروع كرديد ، ايشان حدوداً در چه سنى بودند ؟ ج : در حدود 25 ، 26 سال داشتند . بعد ما به مباحث و مقالاتى كه در كتاب اصول فلسفه و روش رئاليسم داريم ، شروع كرديم . در آن مطالب هم يگانه كسى كه از همه جهت مطمئن بودم و حرفم هدر نمىرفت ، ايشان بودند . مقدارى كه گذشت به پاورقى كتاب اصول فلسفه شروع كردند كه همان وقت اينها را نوشته‌اند . در رساله‌اى به نام رسالهء « قوه و فعل » كه مبحث فلسفى است ؛ آن قدر ايشان شوق و شعف داشت كه بنده را وادار كرد رفتم تهران و يك هفته در منزلشان ماندم كه اين رسالهء قوهء و فعل را حل كرديم . براى ايشان حل نشده بود . يك هفته تمام شب و روز با ايشان سر و كار داشتيم و همين رساله را حل مىكرديم . در عين حال اخيراً خودش صاحب نظر شده بود . نظر داشت ، يعنى چيز مىفهميد ، حكم مىكرد . بهترين تعبيرش همين است كه : نظر داشت . س : آن ضرورتى كه جناب عالى احساس كرديد در تدوين و نوشتن پاورقى و شرح بر اصول فلسفه چه بود ؟ ج : ضرورتش اين بود كه مجملات بود ، مقاله‌هاى فشرده بود و ما مىخواستيم باز شود . مطلب روشن شود و كسى كه اين معنا را بتواند بر عهده بگيرد مرحوم آقاى مطهرى بود ، شروع كرد و به بهترين وجهى هم از عهده برآمد . اين است كه ما مطلب را دو دستى به او مىداديم كه حل كند و حل هم مىكرد . آن مقدارى كه نوشته قابل توجه است و خودش هم صاحب نظر بود . خدا ان شاءاللَّه بيامرزدش . يك ضايعه‌اى بود ( شهادت ) مطهرى . در مسئلهء تقوا و معنويّت ، خود فلسفهء اسلامى كه از دست علماى اسلام رد شده و به ما رسيده است خالى از معنويّت نيست . طورى است كه خود به خود براى انسان كه متوكّل است ، حال معنويت مىآورد و تقوا را تأييد مىكند ، توفيق مىدهد ، هدايت