تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
مىرساند . اين خاصهء فلسفه‌اى است كه از دست علماى اسلام برآمده است و طبعاً ايشان هم اين معنا را داشت . مردى باتقوا بود ، تقوايى كه از فلسفه و ايمان به دست آورده باشد . تمام همّش و تمام نيرويش در فلسفه مصرف مىشد و خوب بار آمده بود . س : در ارتباط با بحث فلسفه و نوع آموزش فلسفهء اسلامى كه با جهات عرفان و معنويت اسلامى هم آميخته است . . . . ج : راجع به معنويّت و روابط معنوى كه با ايشان داشتم و قسمت هايى كه تأثرآور بود و بنده متأثر شدم روحاً ، اين را خواهش مىكنم نپرسيد ، به جهت اين كه من دوام ذكر و بيان اين را ندارم . س : مجموعاً چند سال روابط تعليم و تعلّم و تلمّذ فلسفه در خدمت شما ادامه داشت ؟ ج : حدود هفت - هشت سال بود . س : در همان ايام ايشان - در نزد شما - اصول و معارف ديگر هم مىخواندند ؟ ج : بلى ! قسمت هايى را مشغول بودند و درس هم مىآمدند . و خوب بار آمده بودند . در عالم اسلام ، ولى در خصوص فلسفه اهتمام بيشترى داشتند . س : خاطره خاصى از آن دوران‌ها به خاطر داريد ؟ ج : اگر يادم هم باشد ، نمىتوانم بگويم . س : در هنگام كسالت شما و مسافرتشان به لندن گويا ايشان سعى داشتند با شما بياييد و مىخواستند در خدمت شما باشند ؟ ج : بلى اين جور بود . آمدند و آنجا در يك منزل بوديم . در حدود دو ماه كه آن جا بوديم . ايشان ده روز بعد از ما آمدند . لكن - در مدت اقامت - در يك منزل بوديم و هميشه ملاقات داشتيم . س : جناب‌عالى آخرين بارى كه ايشان را ملاقات كرديد ، كى بود ؟