تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
به خلاف نبوت عامه . توضيح اين‌كه : سازمان نبوت و رسالت براى تكميل انسان است و به منظور هدايت اوست به مراتب كمال و تعدد شرايع آسمانى به جهت تكامل تدريجى است كه نوع انسان به مرور زمان به دست آورده ، به طورى كه هر شريعتى مرتبهء كامل شريعت گذشته و ناسخ آن است و بديهى است كه انسان كمالات نامتناهى ندارد و كمالاتى كه صلاحيت آنها را دارد هرچه زيادتر هم باشد ، بالاخره در مرحله‌اى واقف است ، در نتيجه نبوتى كه متضمن اين مرحله است خانم نبوت بوده و شريعتى كه آورده تا روز قيامت ثابت و واجب‌العمل مىباشد . با اين بيان به ثبوت مىرسد كه در ميان شرايع آسمانى شريعتى وجود خواهد داشت كه خاتم شرايع باشد . و از راه نقل هم شريعت مقدسهء اسلام شريعتى است آسمانى و حق و در قرآن كريم كه كتاب آسمانى آن است ، نصاً پيغمبر اكرم را خاتم پيغمبران و قرآن كريم را كتابى غيرقابل نسخ معرفى نموده :
« وَ لكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِيِّينَ »
« 1 »
« وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِيزٌ * لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ »
« 2 » خاتميت پيغمبر اكرم نسبت به پيغمبران و خاتميت شريعت اسلام نسبت به شرايع آسمانى ثابت مىشود . از بحث گذشته اين معنا نيز روشن مىشود كه معناى خاتميت پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله اين نيست كه با آمدن اين حضرت باب نبوت بسته شده و عقول مردم كامل شده ، ديگر احتياجى به وحى و نيازى به احكام آسمانى ندارند علاوه بر اين‌كه در اين صورت معنايى براى آوردن شريعت پهناور و احكام بيكران اسلام نبود . 3 . فرق بين عدالت و عصمت انبيا نه ملائكه كه قوهء غضبيّه بر شهويّه ندارند ؟
هامش
( 1 ) . احزاب ، آيهء 40 ( 2 ) . سجده ، آيهء 42