جواب : عدالت قوّه و ملكهاى است كه انسان عملًا بهواسطهء آن از گناهان كبيره و از اصرار به صغاير اجتناب مىكند و ممكن است به صغيره بدون اصرار ، مرتكب شود و عصمت قوهاى است كه بهواسطهء آن ارتكاب مطلق معصيت اعم از صغيره و كبيره ، از قبيل علم مىباشد . علمى است به قبح معصيت كه با وجود آن معصيت هرگز صادر نمىشود ، مانند كسى كه علم قطعى به سم و مهلك بودن مايعى داشته باشد . او هرگز نخواهد خورد و در نتيجه صدور معصيت از عادل ممكن است و از معصوم ممكن نيست .
4 . دليل عقلى بر عصمت انبيا با اينكه از مسلمات بلكه ضرورى مذهب شيعه دانستهاند ، لكن ادلهء مذكوره ، شامل « يك غيبت با عيال » مثلًا نمىشود و بر فرض بشود ، عدالت كافى است و بر فرض ادله تمام باشد نسبت به خصوص جنبهء رسالت بيان احكام است كه مصون از سهو و نسيان باشد و نسبت به معاصى ديگر تمام نيست و اساساً داعى بر اصرار اثبات اين موضوع چيست ؟ كه اگر يك نفر عادل مصون از خطا و نسيان پيغمبر باشد تالى فاسدش چيست ؟
جواب : طبق دليل عقلى كه نبوت عامه را اثبات مىكند ، هدايت بشر از راه وحى آسمانى جزء آفرينش و تكوين است و در تكوين خطا و تخلّف معقول نيست و در نتيجه مضامين وحى به نحوى كه از مصدر وحى صادر مىشود بعينه به مردم برسد ؛ يعنى نبى در تلقى وحى و ضبط و حفظ آن و در رسانيدن آن به مردم هيچگونه خطا و خيانتى نداشته باشد ، قول او مصون باشد و فعل او نيز نظر به اينكه فعل از مصاديق تبليغ است ، بايد از هرگونه تخلّف و معصيت مصون باشد ، يعنى قولًا و فعلًا قبل از نبوت و بعد از نبوت ، از معصيت اعم از كبيره و صغيره منزّه باشد ، زيرا همهء اين مراحل به بيان احكام مربوط است و در خارج از احكام معصيتى نيست . اين بحث اطراف زياد دارد و ممكن است براى مزيد توضيح به جلد سوم الميزان يا كتاب شيعه در اسلام يا رسالهء وحى و شعور مرموز مراجعه بفرماييد .
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 179
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٧٩