تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
نسبت به مقررات قانونى مىنمايد ، هرگز وجدان انسانى حاضر نمىشود كه اين نحو خيرخواهى را دليل و نشانهء ضعف و عجز قانونى بشمارد . و از اين‌جا بىپايگى قول نويسندهء نامبرده روشن مىشود كه مضمون آيهء سوم سورهء نساء ( اگر نصحيت باشد ) را دليل عجز قانونى اسلام گرفته است و طبق نظر وى در هر جاى قرآن كريم امر ارشادى و نصحيت مانند اتقواللَّه و اطيعوااللَّه واقع شده ، بايد گفت اعتراف مستقلى است به عجز قانون اسلام و از همه عجيب‌تر سرايت دادن حكم آيه است به مورد طلاق دادن زنى كه در خانهء شوهرش است و پدرش فوت كرده و شوهر مىترسد كه در مال وى تصرف كرده و آن را براى خودش بردارد . در حالىكه آيه در مورد انتخاب زوجه است نه طلاق زوجه بعد از استقرار زوجيّت . علاوه بر اين كه زنى كه در حيات پدر به خانهء شوهر رفته و شوهردارى مىكند و پس از چندى پدرش مىميرد و مالى به ارث مىبرد معمولًا زنى است بالغه و رشيده و چنين زنى مالش در تصرف خودش مىباشد نه در دست كسى ديگر و زنان يتيمى كه آيات قرآن متعرض ايشان است و در خصوص اموالشان توصيه مىكند ، دختران يتيمى هستند كه بالغه و رشيده نيستند . خداى متعال در آيهء ششم سورهء نساء مىفرمايد :
« وَ ابْتَلُوا الْيَتامى حَتَّى إِذا بَلَغُوا النِّكاحَ فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أَمْوالَهُمْ وَ لا تَأْكُلُوها إِسْرافاً وَ بِداراً » ؛
[ و امتحان كنيد يتيمان را تا وقتى كه به حد ازدواج رسيدند ( سن قانونى اسلام ) اگر از آنان رشد فهميديد اموالشان را به خودشان بدهيد و اموالشان را از راه اسراف و بدار نخوريد . ] محمدحسين طباطبائى قم - جمادىالاول 97 ه -