البته نمىتوان انكار كرد كه بعضى از عوامل درونى از قبيل امراض و انحرافات مزاجى و خستگى و پرى شكم و همچنين پارهاى از عوامل بيرونى از قبيل گرما و سرما و ديگر چيزها در قوهء خيال تأثيردارد و قوهء متخيّله نيز در خواب مؤثر مىباشد ؛ مثلًا كسى كه تحت تأثير حرارت يا برودت شديد واقع شده ، در خواب آتشهاى شعلهور يا برف و يخ مىبيند و كسى كه امتلا معده و انحراف مزاج دارد ، خوابهاى مشوّش و بىسر و ته مىبيند .
همچنين اخلاقيّات و صفات نفسانى نيز در رويا بىتأثير نيست و به همين جهت اكثر خوابها بر اثر تخيّلاتى است كه اسباب داخلى و خارجى موجب آنها شده و در واقع نشان دهندهء كيفيت تأثير آن اسباب مىباشد . دانشمندان طبيعى فقط همين اسباب را بررسى كردهاند و نتيجه گرفتهاند كه خواب حقيقتى ندارد . ولى همانطور كه تأثير اين اسباب را نمىتوان انكار كرد ، حقيقت داشتن پارهاى از روياها و ارتباط آنها را با امور خارجى نيز نمىتوان انكار نمود .
آيا نفس با رويا اتصال دارد ؟
كسى كه خواب مىبيند كه در فلان روز فلان جريان واقع خواهد شد و در موقع معين هم واقع مىشود ، نمىتوان گفت : نفس او با حادثهاى كه هنوز وجود نيافته ارتباط پيدا كرده است ، زيرا ارتباط وجودى بين موجود و معدوم محال است و همچنين كسى كه خواب مىبيند كه در فلان مكان ظرفى چنين و چنان دفن است و يا فلان مقدار سكهء طلا و نقره در آن موجود است و بعد از بيدار شدن به سراغ آنها مىرود و زمين را حفر مىكند و ظرف را با همان خصوصيات مىيابد ، نمىتوان گفت كه نفس وى با آن ظرف اتصال داشته است ، زيرا اتصال نفس با امور مادى از راه حواس صورت مىگيرد و ظرفى كه با فاصلهاى در زير خاك قرار گرفته ، قابل درك حسى نيست ، به همين جهت گفتهاند كه ارتباط نفس با اين گونه حوادث و اشياء از راه