تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
اينها اعتقادى به دين و آيين نداشت ؛ چنان كه وقتى كه اسيران اهل‌بيت و سرهاى شهداى كربلا را وارد دمشق مىكردند و به تماشاى آنها بيرون آمده بود ، بانگ كلاغى به گوشش رسيد ، گفت :
نعب الغراب فقلت قل أو لاتقل * فقد اقتضيت من الرسول ديوني « 1 »
و هم‌چنين هنگامى كه اسيران اهل‌بيت و سرمقدّس سيدالشهدا را به حضورش آوردند ، ابياتى سرود كه يكى از آنها اين بيت بود .
لعبت هاشم بالملك فلا * خبر جاء ولا وحي نزل
زمامدارى يزيد كه توأم با ادامهء سياست معاويه بود ، تكليف اسلام و مسلمين را روشن مىكرد و من جمله وضع رابطهء اهل‌بيت رسالت را با مسلمانان و شيعيانشان ( كه مىبايست به دست فراموشى مطلق سپرده شود و بس ) معلوم مىساخت . در چنين شرايطى ، يگانه وسيله و مؤثرترين عامل براى قطعيت يافتن سقوط اهل‌بيت و در هم ريختن بنيان حق و حقيقت اين بود كه سيدالشهدا با يزيد بيعت كند و او را خليفه و جانشين مفترض‌الطاعهء پيغمبر بشناسد .

امام عليه السلام و بيعت با يزيد

سيدالشهدا عليه السلام نظر به پيشوايى و رهبرى واقعى كه داشت نمىتوانست با يزيد بيعت كند و چنين قدم مؤثرى در پايمال ساختن دين و آيين بردارد و تكليفى جز امتناع از بيعت نداشت و خدا نيز جز اين از وى نمىخواست .

اثر امتناع از بيعت

از آن طرف ، امتناع از بيعت اثرى تلخ و ناگوار داشت ، زيرا قدرت هولناك و
هامش
( 1 ) . به نقل آلوسى در جزء 26 تفسير روح‌المعانى ، ص 66 از تاريخ ابن الوردى و كتاب وافى الوفيات .
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 201 | السيد محمدحسين الطباطبائي