تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
با خود همراه و با ساختن احاديث به نفع صحابه و ضرر اهل‌بيت به كار انداخت . و به دستور او در منابر اسلامى در سرتاسر بلاد اسلامى به اميرالمؤمنين عليه السلام ( مانند يك فريضهء دينى ) سبّ و لعن مىشد . به وسيلهء ايادى خود مانند زيادبن ابيه و سمرة بن جندب و بسربن ارطاه و امثال ايشان هرجا از دوستان اهل‌بيت سراغ مىكرد به زندگىاش خاتمه مىداد و در اين راه‌ها از زر ، از زور ، از تطميع ، از ترغيب و از تهديد ، تا آخرين حد توانايى استفاده مىكرد . در چنين محيطى طبعاً كار به اين‌جا مىكشد كه عامهء مردم از بردن نام على و آل على نفرت كنند و كسانى كه از دوستى اهل‌بيت رگى در دل دارند از ترس جان و مال و عرض خود هرگونه رابطهء خود را با اهل‌بيت قطع كنند . واقع امر را از اين‌جا مىتوان به دست آورد كه امامت سيدالشهدا عليه السلام تقريباً ده سال طول كشيد كه در همهء اين مدت ( جز چند ماه اخير ) معاصر معاويه بود . در طول اين مدت از آن حضرت كه امام وقت و مبيّن معارف و احكام دين بود در تمام فقه اسلامى حتى يك حديث نقل نشده است ( منظور روايتى است كه مردم از آن حضرت كرده باشند كه شاهد مراجعه و اقبال مردم است نه روايتى كه از داخل خاندان آن حضرت مانند ائمهء بعدى رسيده باشد ) . و از اين‌جا معلوم مىشود كه آن روز ، در خانهء اهل‌بيت عليهم السلام به كلى بسته شده و اقبال مردم به حد صفر رسيده بوده است . اختناق و فشار روزافزون كه محيط اسلامى را فراگرفته بود به حضرت امام حسن عليه السلام اجازهء ادامهء جنگ يا قيام عليه معاويه را نداد و كمترين فايده‌اى هم نداشت . زيرا اولًا : معاويه از وى بيعت گرفته بود و با وجود بيعت كسى با وى همراهى نمىكرد . ثانياً : معاويه خود را يكى از صحابهء كبار پيغمبر صلى الله عليه و آله و كاتب وحى و مورد اعتماد و
بررسى هاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 199 | السيد محمدحسين الطباطبائي