تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شيعه در اسلام ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
بلكه زائد بر ذاتند و صفت فعلند . مراد از صفت فعل اين است كه پس از تحقق فعل معناى صفت از فعل گرفته شود نه از ذات ، مانند آفريدگار ، كه پس از تحقق آفرينش از آفريده‌ها آفريدگار بودن خداى متعال ماخوذ و مفهوم مىشود و با خود آفريده‌ها قائم است نه با ذات مقدس خداى متعال تا ذات با پيدايش صفت از حالى به حالى تغيير كند . شيعه ، دو صفت اراده و كلام را به معنايى كه از لفظ آنها فهميده مىشود ( اراده به‌معناى خواستن ، كلام يعنى كشف لفظى از معنا ) صفت فعل مىدانند « 1 » و معظم اهل سنت آنها را به‌معناى علم گرفته و صفت ذات مىشمارند .

قضا و قدر

قانون عليت در جهان هستى ، به نحو استثناءناپذير حكمفرما و جارى است . به مقتضاى اين قانون هر يك از پديده‌هاى اين جهان در پيدايش خود به عللى ( اسباب و شرايط تحقق ) بستگى دارد كه با فرض تحقق همه آنها ( كه علت تامه ناميده مىشود ) پيدايش آن پديده ( معلول مفروض ) ضرورى ( جبرى ) است و با فرض فقدان همه آنها يا برخى از آنهاپيدايش پديده نامبرده محال است . با بررسى و كنجكاوى اين نظريه ، دو مطلب زيرين براى ما روشن مىشود : 1 . اگر يك پديده ( معلول ) را با مجموع علت تامه وهم‌چنين بااجزاى علت تامه‌اش بسنجيم نسبت آن به علت تامه نسبت ضرورت ( جبر ) خواهد بود و نسبتش
هامش
( 1 ) . امام ششم مىفرمايد : خدا پيوسته در ذات خود عالم بود در حالىكه معلومى نبود و قادر بود در حالىكه مقدورىنبود راوى گويد : گفتم : و متلكم بود ؟ فرمود : كلام حادث است . خدا بود و متلكم نبود پس از آن كلام را احداث وايجاد كرد . « بحارالانوار ، ج 2 ، ص 147 » . و امام هشتم عليه السلام مىفرمايد : اراده از مردم ضمير است و پس از آن فعل پيدا مىشود و از خدا احداث و ايجاد اوست و بس زيرا خدا مانند ما تروى وهم ( قصد ) و تفكر ندارد . « بحارالانوار ، ( چاپ كمپانى ) ، ج 2 ، ص 144 »