بدون تخلف جارى است .
قرآن كريم در تعليم خود اين حقيقت را قدر ناميده و به خداى متعال كه سرچشمه آفرينش مىباشد نسبت داده است چنانكه مىفرمايد :
« إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ »
« 1 » و مىفرمايد :
« وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ »
« 2 »
و چنانكه بهموجب قضاى الهى هر پديده و حادثهاى كه در نظام آفرينش جاى مىگيرد ضرورى الوجود و غير قابل اجتناب است . همچنين بهموجب قدر هر پديده و حادثهاى كه بهوجود مىآيد از اندازهاى كه از جانب خدا برايش معين شده هرگز كمترين تخلف و تعدى نخواهد نمود .
انسان و اختيار
فعلى كه انسان انجام مىدهد يكى از پديدههاى جهان آفرينش است و پيدايش آن مانند ساير پديدههاى جهان بستگى كامل به علت دارد و نظر به اينكه انسان جزء جهان آفرينش و ارتباط وجودى با اجزاى ديگر جهان دارد ، اجزاى ديگر را در فعل وى بىاثر نمىتوان دانست .
مثلا لقمه نانى كه انسان مىخورد ، براى انجام اين فعل چنانكه وسايل دست و پا و دهان و علم و قدرت و اراده لازم است وجود نان در خارج و در دسترس بودن و مانع نداشتن و شرايط ديگر زمانى و مكانى براى انجام عمل لازم است كه با نبودن يكى از آنها فعل غير مقدور است و با تحقق همه آنها ( تحقق علت تامه ) تحقق فعل ضرورى است .
و چنانكه گذشت ضرورى بودن فعل نسبت به مجموع اجزاى علت تامه منافات
هامش
( 1 ) . قمر ، آيه 49
( 2 ) . حجر ، آيه 21 . امام ششم عليه السلام مىفرمايد : « خداىتعالى وقتىكه چيزى را اراده كرد مقدر مىكند و وقتىكه تقدير كرد قضا مىكند و وقتىكه قضا كرد امضا ( اجرا ) مىكند » . « بحارالانوار ، ( چاپ كمپانى ) ، ج 3 ، ص 34 »