تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شيعه در اسلام ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧

ذات و صفت

اگر انسانى را مثلا مورد بررسى عقلى قرار دهيم خواهيم ديد ذاتى دارد كه همان انسانيت شخصى اوست و صفاتى نيز همراه دارد كه ذاتش با آنها شناخته مىشود ماننداين‌كه زاده‌ى فلان شخص است و پسر فلان كسى است داناست و تواناست و بلند قامت و زيباست يا خلاف اين صفات را دارد . اين صفات اگرچه برخى از آنها مانند صفت اولى و دومى هرگز از ذات خود جدا نمىشوند و برخى مانند دانايى و توانايى امكان جدايى و تغيير را دارند ولى در هر حال همگى غير از ذات و هم‌چنين هر يك از آنها غير از ديگرى مىباشد . اين مطلب ( مغايرت ذات با صفات و صفات با همديگر ) بهترين دليل است بر اين‌كه ذاتى كه صفت دارد و صفتى كه معرف ذات است هر دو محدود و متناهى مىباشند ، زيرا اگر ذات نامحدود و نامتناهى بود صفات را نيز فرا مىگرفت و هم‌چنين صفات نيز همديگر را فرا مىگرفتند و در نتيجه همه يكى مىشد ؛ مثلا ذات انسان مفروض همان توانايى بود و هم‌چنين توانايى و دانايى و بلند قامتى و زيبايى همه عين همديگر و همه اين معانى يك معنا بيش نبود . از بيان گذشته روشن مىشود كه براى ذات خداوندى عز وجل ، صفت ( به معنايى كه گذشت ) نمىتوان اثبات نمود ، زيرا صفت بى تحديد صورت نمىگيرد و ذات مقدسش از هر تحديدى منزه است ( حتى از همين تنزيه كه در حقيقت اثبات صفتى است ) .

معناى صفات خداوندى

در جهان آفرينش كمالات زيادى سراغ داريم كه در صورت صفات ظاهر شده‌اند اينها صفات مثبتى هستند كه در هر جا ظاهر شوند مورد خود را كامل‌تر نموده ارزش
شيعه در اسلام ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 107 | السيد محمدحسين الطباطبائي