تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شيعه در اسلام ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
مىپيوندد و در جريان مداوم خود هرگز استثناء نمىپذيرد و اختلال بر نمىدارد . نظام آفرينش اگر انسانى را مثلا در زمين جاى مىدهد ساختمان وجودش را طورى تركيب مىكند كه با محيط زندگى خود سازش كند و محيط زندگى وى را طورى ترتيب مىدهدكه مانند دايه‌اى با مهر و عطوفت به پرورشش پرداخته آفتاب و ماه و ستارگان و آب و خاك و شب و روز و فصول سال و ابر و باد و باران و گنجينه‌هاى زير زمينى و روى زمين و بالاخره همه سرمايه نيروى خود را در راه آسايش و آرامش خاطر وى گذاشته به كار مىبندد . ما چنين ارتباط و سازشى را ميان هر پديده و ميان همسايگان دور و نزديك و خانه‌اى كه در آن زندگى مىكند مىيابيم . اين‌گونه پيوستگى و به هم بستگى در تجهيزات داخلى هر يك از پديده‌هاى جهان نيز پيداست . آفرينش اگر براى انسان نان داده براى تحصيل آن پاى و براى گرفتن آن دست و براى خوردن آن دهان و براى جويدن آن دندان داده است و آن را با يك‌رشته وسايلى كه مانند حلقه‌هاى زنجير به هم پيوسته‌اند به هدف كمالى اين آفريده ( بقاء و كمال ) مرتبط ساخته است . دانشمندان جهان ترديد ندارند كه روابط بى پايانى كه در اثر تلاش علمى چندين هزار ساله خود به‌دست آورده‌اند طليعه ناچيزى است از اسرار آفرينش كه دنباله‌هاى تمام نشدنى به دنبال خود دارد و هر معلوم تازه‌اى مجهولات بىشمارى را به بشر اخطار مىكند . آيا مىتوان گفت اين جهان پهناور هستى كه سرتاسر اجزاى آن جدا جدا و در حال وحدت و اتصال با استحكام و اتفاق حيرت‌انگيز خود از يك علم و قدرت نامتناهى حكايت مىكند ، آفريدگارى نداشته و بى جهت و سبب به‌وجود آمده است ؟ آيا اين نظام‌هاى جزئى و كلى و بالاخره نظام همگانى جهانى كه با ايجاد رابطه‌هاى محكم و بىشمار جهان را يك‌واحد بزرگ قرار داده و با قوانين استثناءناپذير و دقيق خود در جريان است همه و همه بدون نقشه و به حسب اتفاق و تصادف بوده ؟ يا هر