دهنده شماست ، آفريننده همه چيز ، خدايى نيست جز او .
« إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ »
« 1 » ؛ نيست حكمى مگر براى خدا و از آن او .
10 . در خطب اميرالمؤمنين عليه السلام وارد شد : « متجلّ لاباستهلال رؤية » ؛ آشكار شونده و متجلّى است ، نه از راه تماشا با چشم .
11 . مذاهب بتپرستى ، به نبوت به معناى اين كه خداى جهان به يكى از افراد انسان وحى فرستاده او را با احكام و شرايعى كه تعليمش كرده به سوى مردم مبعوث نمايد ، قائل نيستند و اگر چنانچه نسبت به بعضى ، نام پيغمبر گاهى در ميانشان اطلاق شده ، مراد پيغمبر به معناى معروف نيست ، بلكه مراد انسان كاملى كه به سوى حقيقت دعوت كند ، ولى نصرانيت روى اساس نبوت استوار است و حضرت مسيح را با اينكه پسر خدا معرفى مىكند ، پيغمبر مبعوث نيز مىداند .
12 . به دلالت آيه
« وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلَّا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْياً بَيْنَهُمْ »
« 2 » ؛ و اختلاف نكردهاند اهل كتاب مگر پس از آن كه حق را دانستهاند و از باطل تميز دادهاند و اين اختلاف كه در ميانشان افتاده ، از راه تعدى و ستمگرى است .
13 .
« وَ قالَتِ النَّصارى الْمَسِيحُ ابْنُ اللَّهِ ذلِكَ قَوْلُهُمْ بِأَفْواهِهِمْ يُضاهِؤُنَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَبْلُ »
« 3 » ؛ و نصارى گفتند كه : ( مسيح پسر خداست ) آن كلمهاى است كه واقعيتى بيشتر از آنچه در دهان آنهاست ندارد ( واقعيتى ندارد ) با اين ترتيب سخن خود را به سخن گذشتگان كفار شبيه قرار مىدهند ( يعنى به وثنيت تشبّه مىكنند ) .
14 .
« اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ الْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَ ما أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا إِلهاً واحِداً لا إِلهَ إِلَّا »
« 4 » ؛ يهود « احبار » خود را و نصارى « راهبان » خود را خدايانى ، جز
هامش
( 1 ) . يوسف ، آيه 40
( 2 ) . بقره ، آيه 213
( 3 ) . توبه ، آيه 30
( 4 ) . همان ، آيه 31