و فرموده است : نمى توانند بر او احاطه علمى داشته باشند ، اگر ديدگان او را مشاهده كنند احاطه علمى بر او پيدا مى كنند و ( برذات او معرفة ) حاصل مىشود .
ابو قرّه : پس شما اين روايت ها را تكذيب مى كنيد ؟
امام ( ع ) : وقتى كه روايت ها مخالف قرآن باشند آن ها را تكذيب مى كنم . و مسلمانان اجماع دارند كه علم بر او احاطه نمى كند و چشم ها او را درك نمى كند و نيست هممثل او چيزى .
ترجمه سخن علامه مجلسى ( ره ) : . . . . سپس بدان كه امام ( ع ) در اين حديث به نكت دقيقى اشاره كرده كه اكثرِ ( اهل علم ) از آن غافل مانده اند . و آن نكته اين است : اشعريان با ما شيعيان ، در اين كه « محال است كنه خداوند متعال در قوّه عقليه متمثّل شود » موافق هستند ، حتى محقق دوانى اين عقيده را به آنان طورى نسبت داده كه اشاره مىكند بر اجماع شان در اين باور .
و از جانب ديگر آنان ( اشاعره ) جايز دانسته اند كه خداوند متعال متمثّل شود و در قوّ جسميّه داراى شكل باشد .
و تجويز ادراك قوّ جسمانيت ، و عدم تجويز ادراك قوّ عقليه آن جسمانيّة ، دور از عقل است و نسبت به عقل يك غريبه است .
امام ( ع ) اشاره كرده است كه هر چه از سمع ( قرآن و حديث ) امكان علم به كنه خدا را نفى مىكند ، رؤيت را نيز نفى مىكند . زيرا سخن در مشاهد يك عَرَض از اعراض خداوند متعال نيست . بل سخن در رؤيت ذات اوست . و اين نوعى از علم به كنه او است .
ترجمه سخن علامه طباطبائى ( ره ) : هيچ ملازمه اى ميان اين دو امر ، نيست . زيرا حسّ بينائى نايل نمى شود مگر نورها و رنگ ها را ، و اما جوهر اجسام كه موضوع اين اعراض
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى ) — صفحة 340
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٣٤٠