اسم مقدم بر اسماء ديگر باشد ؟ مى گويد : احتمال دارد به خاطر تقدم ثبت در لوح محفوظ باشد .
احتمال سوم مجلسى : در اين احتمال نيز فقط در معنى « اقدم » بحث مىكند . مى گويد : ممكن است مراد از آن ، اسم ويژ ذات باشد نه اسم صفت ، و لذا اقدم بر ديگر اسماء باشد .
طباطبائى مى فرمايد : اين دو احتمال چگونه صحيح مى شوند در حالى كه امام ( ع ) همان اسم را وصف « ذِي الْجَلَالِ وَ الْإِكْرَامِ » توصيف كرده و نيز « نور اعظم » را به آن اسم عطف كرده است .
اتفاقاً سخن مجلسى نيز همين است كه : چگونه امام نور اعظم را به آن اسم عطف كرده و آن اسم را ذِو الْجَلَالِ وَ الْإِكْرَامِ ناميده ؟ در حالى كه خود همان امام صادق ( ع ) و اميرالمومنين ( ع ) فرموده اند كه نه اسم ملفوظ قابل پرستش است « 1 » و نه مصداق مناسب آن اسم كه صفت مىشود « 2 » . و لذا مجلسى در مقام توضيح آمده است . و فرمايش علامه طباطبائى دقيقاً مصادره به مطلوب است .
مى فرمايد : چون مجلسى حديث هاى باب « اسماء الحسنى » را از متشابهات دانسته ، لذا در اين جا و موارد همگونش ، دچار تكلّف شده است .
اما اين تكلّف نيست . هم حكم عقل است و هم حكم خود ائمّه طاهرين ؛ كه خداوند در واقع نه اسم دارد « 3 » و نه صفت .
اسماء الله ، اسماء الله هستند و بس مقدس ، اما با لحاظ و در نظر گرفتن كاربرد سلبى آن ها نه كاربرد اثباتى كه نتيجه اش اثبات صفت و صفات بر خدا باشد .
هامش
( 1 ) - كافى ؛ همان .
( 2 ) - نهج البلاغه ، خطبه اول .
( 3 ) - كافى همان .