2 - معنى و مصداق اين لفظ عالم كه با لب هاى انسان تلفظ مىشود ( مسمّى ) .
3 - ذات خداوند متعال .
مى فرمايد : مجلسى مورد دوم را ناديده گرفته است .
اما بديهى است كه مجلسى در اين كلام كارى با لفظ ندارد و محور سخنش همين دو محور دوم و سوم است و شايد هيچ اهل انديشه اى يافت نشود كه در اين مسئله ، مرادش لفظ باشد و بنده نمى دانم چرا علامه طباطبائى اين قدر مجلسى را دستكم مى گيرد .
مجلسى مى گويد : پرستش همان مصداق و معناى مناسب لفظ ، نيز درست نيست . زيرا اين « پرستش صفت » است نه ذات . زيرا هر اسم خداوند در عين حال صفت هم هست .
و پيش تر به شرح رفت كه اساساً خداوند صفت ندارد « 1 » . زيرا هر موصوف مركب است از ذات و صفت . و اين كه مى گوئيم خداوند عالم است ، بدين معنى نيست كه مانند انسان ها يك ذات دارد و يك علم . بل معنى « خداوند عالم است » يعنى جهل به ساحت او راه ندارد و همين طور اسم و صفت قادر ، يعنى كه عجز به ساحت او راه ندارد و همچنين هم اسماء « 2 » . و لذا گفته اند « صفات خدا عين ذاتش است » .
بنابراين پيام سخن هر دو بزرگوار دربار اسم ، يك پيام و معنى واحد ، است . اما مرحوم طباطبائى هيچ توجّهى به معنى كلم « اقدم » ، نكرده است . اگر به اين نكته توجه مى كرد و آن را نيز تفسير مى كرد ، روشن مى شد كه مجلسى كارى با اسم ملفوظ و لفظ ندارد .
احتمال دوم مجلسى : مرحوم مجلسى در احتمال دوم نيز كارى با اسم ملفوظ و همچنين كارى با مصداق و ذات ندارد . و فقط كلم « اقدم » را معنى مىكند كه چگونه مىشود يك
هامش
( 1 ) - به ويژه اين موضوع در خطبه امام رضا ( ع ) كه در ادامه مبحث شماره 38 همين دفتر ، خواهد آمد .
( 2 ) - هر صفتى كه به خداوند نسبت مى دهيم در واقع سلب است نه اثبات ، يعنى به وسيله هر اسم و هر صفت ، يك امر « منفى » را از خداوند سلب مى كنيم .