1 - خود اسم ؟ مثلًا اسم و لفظ « الله » را مى پرستيم ؟ هم اخبار و هم عقل اين صورت را نفى مى كنند .
2 - خود اسم بعلاو ذات ، را مى پرستيم ؟ اين نيز دوگانه پرستى و شرك است . كه باز به نصّ حديث نيز مردود شده است .
3 - خود خدا كه مسمّى به اين اسامى است را ، مى پرستيم . و اين درست است « 1 » .
و چون در ظاهر سخن امام ( ع ) آمده « حمد ، تسبيح و تقديس مى كنيم اسم اقدم را » ، مجلسى ( ره ) در مقام توضيح آمده و سه احتمال مذكور را داده است .
اكنون ابتدا به احتمال اول مجلسى ، بپردازيم : مى گويد : مراد امام ( ع ) از اسم ، مسمّى است و مراد از « اقدم » اين است كه چون آن اسم ، اسم ذات است پس بر ديگر اسم ها كه حاكى از صفات هستند ، مقدم و اقدم است .
در اين كلام مجلسى ( ره ) محور سخن فقط دو چيز است : اسم و مسمّى . و مسمّى يعنى ذات خداوند ( عزّ و جلّ ) .
علامه طباطبائى مى فرمايد : در اين جا محور سخن ، سه چيز است : اسم ، مصداق مناسب آن اسم ، ذات خداوند ( عزّ و جلّ ) .
و مى گويد : هر اسم مصداقى دارد مناسب خودش ، مثلًا مصداق « عالم » عبارت است از آن علمى كه به خداوند نسبت مى دهيم .
عالم ، اسم است و آن مصداق ، مسمّى است . و اين مصداق اسم است بر ذات خداوند . در واقع اسم هاى ملفوظ ، اسم هاى مصداق ها هستند و مصداق ها اسم هاى خدا هستند .
با بيان ديگر : در اين موضوع سه چيز هست :
1 - اسم ، لفظى كه با حروف ( ع ، ا ، ل ، م ) به وسيله لب هاى انسان ، تلفظ مى شوند ( اسم ) .
هامش
( 1 ) - براى هر سه مورد ، رجوع كنيد : كافى ، ج 1 ص 114 حديث 2 و ديگر حديث هاى آن باب و باب بعدش .