جمع بين وحدت و كثرت در اينجا خواهد آمد .
و نزاع آيَتين : سيّد العارفين مرحوم آقا سيّد أحمد كربلائى طهرانىّ با شيخ السّالكين مرحوم حاج شيخ محمّد حسين كمپانى اصفهانى رضوانُ اللهِ علَيهِما بر سر همين موضوعست ، كه مرحوم شيخ مىخواهد اثبات كند كه جمع بين وحدت حقيقيّه و كثرت حقيقيّه اشكال ندارد ، و قول به عينيّت اسماء و صفات با ذات حقّ عزّ و جلّ مستلزم اشكالى نخواهد بود ؛ و مرحوم سيّد با اشدّ انكار با اين معنى مخالف بوده ، و جمع بين وحدت و كثرت حقيقيّه را از محالات مىشمرد ؛ و بنابراين ، قائل به تنزّل و تعيّن مراتب اسماء و صفات مىباشد .
قول به وحدت و قول به تثليث ، تناقض است
علّامه : اشكال مذهب مسيحيان در اينست كه در عين آنكه خداوند را يگانه مىدانند ، اصل قديم را سه تا مىدانند . و جمع بين وحدت حقيقيّه و كثرت حقيقيّه اگر جنس وحدت و كثرت يكى باشد از محالات است ؛ مثلًا هر دو قسم از وحدت ، شخصيّه يا نوعيّه و يا جنسيّه باشد . و براى هر يك مثالى مىآوريم :
امّا براى وحدت شخصيّه : مثل آنكه بگوئيم زيد يكى است و در عين حال سه است . و يا زيد و عمرو و بكر ، در اين حالت كه حقيقةً سه فرد از افراد انسان هستند يكى هستند و حقيقةً وجود واحد دارند و تشخّص واحد دارند .
و امّا براى وحدت نوعيّه : مثل آنكه بگوئيم ماهيّت انسان در عين اينكه يكنوع است سه نوع است ؛ و مثلًا هم انسان است و هم فرس است و هم گوسفند است ، و يا ماهيّت انسان و فرس و گوسفند در عين آنكه حقيقةً سه تا هستند حقيقةً يكى باشند .
و امّا براى وحدت جنسيّه : مثل آنكه بگوئيم ماهيّت حيوان در عين آنكه يك جنس است سه جنس است ؛ مثلًا هم حيوان است و هم درخت است و هم