بلكه بطور كلّى تعدّد آلهه و قدماء كه اصول پيدايش عالم هستند نمىتواند از يكى بيشتر باشد . و بنابراين ، مذهب تثليث و تربيع و تخميس و أمثال ذلك تفاوتى ندارد و هر كس بهر گونه و بهر شكل قائل به تعدّد اصول عالم شود ، گرچه مركّب از صد جزء يا هزار جزء باشد باطل ، و همان ادلّهء ردّ تثليث ، چه از قرآن كريم و چه از غير قرآن كريم ، آن را باطل مىشمرد و در رديف شرك قرار مىدهد .
و از طرف ديگر قول به عينيّت صفات و اسماء حقّ سبحانه و تعالَى ، موجب تجزيه و تركيب و تعدّد در ذات واجب الوجود خواهد شد ؛ زيرا كه مفهوم علم و قدرت و حيات و يا مفهوم عالمٌ و قادرٌ و حىٌّ تنها و تنها بر ذات حقّ سبحانه و تعالَى حمل نمىشود ، بلكه مُنطبَقٌ عَليْه اين مفاهيم كه مصاديق حقيقيّهء علم و قدرت و حيات است در ذات حقّ بايد وجود خارجى و تحقّق واقعى پيدا كند ؛ و اين مستلزم تجزيهء ذات مقدّس حضرت احديّت مىگردد بدين مصاديق عينيّه ؛ و لازمهاش تركيب آن ذات يگانه است از اين صفات و اسماء عينيّهء خارجيّه .
و بعينه همان مذهب تثليث نصارى در اينجا لازم مىآيد ؛ غاية الامر نه تثليث بلكه تجزيهء ذات حقّ به تعداد صفات و اسمائى كه براى او شمرده مىشود ؛ و هر يك از آنها متمايز و جدا از يكديگر در ذات حقّ تحقّق پيدا مىكنند ؛ و اين اشنع و اقبح از تثليث است ، زيرا كه در تثليث ، فقط ذات حقّ مركّب از سه جزء مىشد و آن توالى فاسده لازم مىآمد ؛ و در اينجا ذات حقّ مركّب از هزار اسم و يا صفت مىگردد .
آيات وارده در قرآن كريم در نفى تثليث
علّامه : آيات قرآن كريم به چند طريق و چند لسان مسيحيان را مورد مؤاخذه قرار مىدهد :
اوّل :
يا أَهْلَ الْكِتابِ لا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ وَ لا تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ