بارى چون اين حقير قريب دو سال است كه در مشهد مقدّس رضوى عليه السّلام اقامت گزيده و بار نياز را در آستان ملائك پاسبان اين امام همام فرودآوردهام ؛ و طبعا در هنگام رحلت اين استاد بزرگوار در بلدهء مقدّسهء قم نبودهام ؛ عشق و شوق به ياد و ذكر و فكر اين استادى كه حقا بر بنده ناچيز حقّ حيات دارد مرا بر آن داشت كه در اين ايّام كه پيوسته به ياد او بوديم ؛ مطالب محرّره را كه بخاطر مىآمد در اين سطور نگاشته و بعنوان مهر تابان كه يادنامهاى از آن خورشيد فروزان علم و معرفت است تقديم طالبان بصيرت و عاشقان لقاء حضرت احديّت بنمايم . تا با مرور و مطالعه ، دست از طلب نداشته و با هر سعى و كوشش و با هر كدّ و جهدى هست اين راه را به پايان برسانند ؛ و معرفت ذات احدى را به فناى در آن اسم مقصود و هدف خود قرار دهند ؛ و ثواب اين رساله را اگر مورد قبول باشد بروح انور آن كانون علم و تقوى هديه مىنمايم .
و لله الحمد و له الشّكر بخش اول اين رساله كه مدّت تأليف آن بيست روز انجاميد ، در شب أربعين آن فقيد سعيد كه مصادف با شب رحلت حضرت رسول اكرم خاتم النّبيّين صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : بيست و هشتم شهر صفر الخير يكهزار و چهارصد و دو هجريّه قمريّه پايان پذيرفت و له الحمد فى الاولى و الآخرة و آخر دعوانا أن الحمد لله ربّ العالمين و سلام على المرسلين و خاتم النّبيّين محمّد و آله الطّيّبين الطّاهرين و على أوليائه المقرّبين .
اللهمّ اعل درجة الاستاذ الأكرم و احشره مع محمد و آله المعصومين و أفض علينا من بركاته و لا تكلنا الى أنفسنا طرفة عين أبدا فى الدّنيا و الآخرة برحمتك يا أرحم الرّاحمين .
مهر تابان ( طبع قديم ) ( فارسى ) — صفحة 80
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٨٠