است يكى از خطبات نهج البلاغه را كه امير المؤمنين عليه السّلام در وقتى كه آيهء شريفهء :
رجال لا تلهيهم تجارة و لا بيع عن ذكر الله را قرائت مىنمودند دربارهء رجال الهى و اولياى خدا و بيان مشخّصات و متمايزات احوال آنان بيان نمودهاند بياوريم ؛ تا هم به بركت اين خطبهء عاليهء عليّه كه فرمايش مولى الموحّدين و قائد الغرّ المحجّلين است اين يادنامه خاتمه يابد ؛ و هم دانسته شود كه تمام اين آثار و صفات در استاد علّامه طباطبائى قدّس الله تربته الشّريفة و افاض علينا من بركاته المنيفة جمع بود ؛ و كأنّه مولى الموالى حكايت از ايشان و نظائر ايشان از شاگردان مكتب توحيد و مدرس ولايت و عارفان بحقّ را بيان مىفرمايد :
و ما برح لله عزّت آلاؤه فى البرهة بعد البرهة و فى أزمان الفترات عباد ناجاهم فى فكرهم ؛ و كلّمهم فى ذات عقولهم ؛ فاستصبحوا بنور يقظة فى الأسماع و الأبصار و الأفئدة يذكّرون بايّام الله ؛ و يخوّفون مقامه بمنزلة الأدلّة فى الفلوات .
من أخذ القصد حمدوا إليه طريقه ؛ و بشّروه بالنّجاة ؛ و من أخذ يمينا و شمالا ذمّوا إليه الطّريق ؛ و حذّروه من الهلكة ؛ و كانوا كذلك مصابيح تلك الظلمات و أدلّة تلك الشّبهات .
هامش
ترجمه : و هميشه براى خداوند - عزّت آلاؤه - در طول زمانهاى دراز از دهور و ايّام يكى پس از ديگرى و در ايام فترتها بندگانى بوده است كه خداوند با الهام و القاء مطالب با افكار و انديشههاى آنان بطور راز سخن مىگفته است و با اصول عقليّه و بنياد تفكريّه آنان تكلّم مىنموده است ؛ و بنابراين آنان با نور بيدارى و بصيرت در گوشها و چشمها و دلهاى خود چراغ هدايت و معرفت افروختند ؛ به ياد مىآورند روزهاى خدا را و مىترسانند از مواقف حضور در پيشگاه حقّ ؛ و به منزلهء راهنمايانى هستند كه در بيابانهاى دور گمشدگان را هدايت مىكنند كسى كه راه راست را در پيش گرفت او را مىستايند و بشارت به نجات مىدهند ؛ و كسى كه راه كج را در پيش گرفت او را تنقيد مىكنند و از هلاكت بر حذر مىدارند ؛ و آنان همچنين چراغهاى درخشان واديهاى اين ظلمات و راهنمايان اين شبهات هستند .
آرى براى ذكر خدا و ياد خدا مردمى هستند كه بعوض اشتغال به دنيا و زينتهاى آن بذكر خدا مشغول شدهاند و هيچ تجارت و معاملهاى آنان را از ياد خدا بازنمىدارد . با ياد خدا ايّام زندگانى دنيوى خود را مىگذرانند و با نداى بلند ، طنين آهنگ منع و زجر خود را در گوشهاى غافلان مىدمند و آنها را از اتيان محرّمات الهيّه بر حذر مىدارند ؛ مردم را به عدالت امر مىكنند ، و خود نيز به عدالت رفتار مىكنند ؛ و از كار زشت بازمىدارند و خود نيز بيكار زشت دست نمىآلايند . و چنان با قدمى استوار پا در ميدان نهادهاند كه گوئى تمام عالم را در هم پيچيده و در دل آخرت قرار گرفتهاند ؛ و آنچه در پشت پرده است مىبينند ؛ و مثل آنان بر پنهان و خفاياى اهل برزخ در دوران مكث در آن عالم اطّلاع دارند ؛ و قيامت با تمام وعدهها و وعيدها بر آنها تجلّى كرده است ؛ و آنان پردهء غيب را براى مردم اين جهان پس زدهاند حتّى مثل آنكه آنان مىبينند چيزهائى را كه مردم نمىبينند و مىشنوند چيزهائى را