يا در اين مشكلات به آيات مناسبه بايد برگشت كه در اين طريقه ممنوع است ؟
يا اصلا از بحث خوددارى كرد و نياز علمى را ناديده انگاشت ؟ در اين صورت آيه
« وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ »
سوره نحل آيه 89 با دلالت روشنتر از آفتاب خود چه معنى خواهد داشت ؟ و جمله
« أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ »
سوره نساء آيه 82 و سوره محمد آيه 24 و آيه
« كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ مُبارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آياتِهِ وَ لِيَتَذَكَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ »
سوره ص آيه 29 ( ترجمه : كتابى است مبارك كه بر تو نازل كرديم براى اينكه آياتش را تدبر كنند و ارباب عقول متذكر شوند ) و آيه
« أَ فَلَمْ يَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ أَمْ جاءَهُمْ ما لَمْ يَأْتِ آباءَهُمُ الْأَوَّلِينَ »
سوره مؤمنون آيه 67 ( ترجمه : آيا اين سخن را تدبر نكردهاند يا بسوى ايشان چيزى ( تازه ) آمده كه بسوى پدران گذشتهشان نيامده بوده ) چه مفهومى خواهد داشت ؟
و احاديث مسلمهاى كه از پيغمبر اكرم ( ص ) و ائمهء اهل بيت ( ع ) رسيده و به مردم توصيه و تأكيد نموده كه در مشكلات و فتن به قرآن مجيد مراجعه نمايند « 1 » چه اثرى خواهد بخشيد ؟
هامش
( 1 ) به اول تفسير عياشى و تفسير صافى و برهان و بحار مراجعه شود .