باشد و ثانيا همه آيات قرآنى اعم از محكم و متشابه تأويل دارند نه تنها آيات مشابهه .
و ثالثا در آيه كريمه كلمه
« آياتٌ مُحْكَماتٌ »
را با جمله
« هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ »
توصيف نموده و مدلول آن اينست كه آيات محكمه بامهات مطالب كتاب مشتملند و مطالب بقيهء آيات بر آنها متفرع و مترتب مىباشند . و لازم بيّن اين مطلب آنست كه آيات متشابهه از جهت مدلول و مراد بآيات محكمه برگردند . يعنى براى استيضاح معنى آيات متشابهه آنها را بسوى محكمات رد كنند و به معونه محكمات مراد واقعى آنها را بيابند .
و بنابراين در قرآن مجيد آيهاى كه هيچگونه دسترسى بمراد واقعيش نباشد نداريم و آيات قرآنى يا بلاواسطه محكمند مانند خود محكمات و يا با واسطه محكمند مانند متشابهات و اما حروف مقطعه فواتح سور اصلا مدلول لفظى لغوى ندارند و بدين سبب از مقسم محكم و متشابه بيرونند .
اين مطلب را از عموم آيه :
« أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى قُلُوبٍ أَقْفالُها »
و همچنين آيه :
« أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ