كه بتأويل متشابهات راه ندارند علم به آن را بايد به خدا و پيغمبر و ائمه هدى ارجاع نمايند .
اين قول با اينكه عملا ميان اكثر مفسرين دائر و مورد اعتماد است از چند جهت بمتن آيه كريمه
« هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ
الخ » و باسلوب دلالت ساير آيات قرآنى انطباق ندارد زيرا :
اولا در قرآن كريم آياتى به اين وصف كه براى تشخيص مدلولش به هيچوجه راهى نباشد سراغ نداريم ، گذشته از اينكه قرآن مجيد خود را با صفاتى مانند نور و هادى و بيان توصيف مىكند كه هرگز با گنگ بودن آياتش از بيان مراد واقعى خود سازش ندارد .
گذشته از اينكه آيه كريمه :
« أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً »
سوره نساء آيه 82 ( ترجمه : آيا قرآن را تدبر و پيگيرى نمىكنند و اگر از پيش غير خدا بود در آن اختلاف بسيار مىيافتند ) تدبر در قرآن را رافع هر گونه اختلاف قرار مىدهد در صورتى كه آيه متشابه چنان كه لازمه قول مشهور است اختلافش با هيچگونه تدبرى حل نمىشود .