« 1 » اذا انت فتشت القلوب وجدتها * قلوب الاعادى فى جسوم الاصادق
« 2 » يظن الفتى ان التطاول دائم * و كل صعود معقب نزول
« 3 » ودا لحليم شفاء دائك كله * و صداقة السفها داء معضل
« 4 » اذا عز قلبك فى دهره * فما عذر وجهك ان يذلا
« 5 » الا فاجهد النفس فى نيلها * و لا ترقبن عسى او لعلا
« 6 » العذل اثقل محمول على اذن * و هو الخفيف على العذال ان عذلوا
« 7 » النفس اعدى عدو انت حاذره * و القلب اعظم ما يبلى به الرجل
« 8 » و للرجال احاديث فاحسنها * ما نمق الجود لا ما نمق الجود لا ما نمق البخل
« 9 » و كيف نامل ان تبقى الحياة لنا * و غير راجعة ايامنا الاول
« 10 » دع الفكر فى حب البقاء و طوله * فهمك لا العمر القصير يطول
« 11 » اذا لم يكن عقل الفتى عون صبره * فليس الى حسن الغراء سبيل
هامش
( 1 ) هرگاه دلها را بازرسى كنى بينى دلهاى دشمنان در پيكرهاى دوستان جاى گرفته است .
( 2 ) گمان آدمى اينست كه سر بلندى او هميشگى است و نداند هر بلندى سرازيرى دارد .
( 3 ) شفاى همه دردها بردبار را بدوستى گرفتن است و دوستى سفيهان درديست دشوار .
( 4 ) هرگاه در روزگار دلى ارجمند دارى چه عذرى براى ذلت و زبونى ترا باشد .
( 5 ) در رسيدن بمقاصد همواره به گوش و بوك و مكر را كنار بگذار .
( 6 ) نكوهش شنيدن از هر چيز براى گوش سنگينتر است و نكوهش كنان آن را بسيار سبك گيرند .
( 7 ) نفس بزرگترين دشمنانى است كه ازو بيمناكى و دل بزرگترين چيزيست كه آدمى را به آن بيازمايند .
( 8 ) از مردان سخنان در ميان آرند خوبترين احاديث آنست كه جود را بنگارد نه بخل را .
( 9 ) چگونه بر آن اميد باشيم كه زندگانى ما پايدار ماند با آنكه روزگار گذشته ما باز نخواهد گرديد .
( 10 ) انديشه را در محبت بقا و طول آن به كار مدار كه اندوه تو بدراز كشد نه عمر كوتاه تو .
( 11 ) هرگاه عقل مرد يار شكيبش نباشد بقرار و آرامى دل هيچ راهى ندارد .