و هم ترجمه كنيم تا خوانندگان پارسى زبان از آنها منتفع و بهرهمند گردند با قيد اينكه ترجمه تمام مقصود را برساند هر چند ترجمه زير لفظ نباشد .
« 1 » اذا ما الحر اجدب فى زمان * فعفته له زاد و ماء
« 2 » و بعض العدم ماثرة و فخر * و بعض المال منقصة و عاب
« 3 » و كل فتى ترنوا الى عيب غيره * سريعا و تعمى عينه عن عيوبه
« 4 » تابى ثماران تكون كريمة * و فروع دوحتها لئام المنبت
« 5 » المال مال المرء ان بلغت به * الشهوات او دفعت به الاحداث
« 6 » ليس الثراء به غير المجد فائدة * و ما البقاء لغير العز محمود
« 7 » و انهض فان لم تحظ فى بلد * بالرزق فاطلبه الى بلد
« 8 » فما يقرع الجهل الا الحليم * و لا ينكث الخرن الا الوقارا
« 9 » و ما نظرت الى الايام معتبرا * الا و اعطاك كنز العبرة العبر
هامش
( 1 ) هرگاه در روزگارى آزاده مردى در سختى افتد عفت و پاكدامنيش نان و آب اوست .
( 2 ) بعضى از ناداريها و بينوائيها شرف و فخر باشد و بعضى از توانگريها نقص و عيب بود .
( 3 ) هر كس عيب ديگران را به زودى مينگرد لكن از ديدن عيبهاى خود نابيناست .
( 4 ) محال است ميوهء نيكو و گرامى دهد شاخهء كه روئيدن گاهش پست و لئيم باشد .
( 5 ) مال مال آدميست در صورتى كه بوسيله آن بآرزوهاى خود برسد و يا حوادث را از خود دور نمايد .
( 6 ) هرگاه پاى مجد و بزرگى در ميان نباشد ثروت را فايدتى نيست و هرگاه عزت و ارجمندى در كار نباشد ماندن در جهان ناستوده است .
( 7 ) از جاى برخيز و در طلب روزى شو و هرگاه در شهرى به آن نرسيدى به شهر ديگر آن را بجوى .
( 8 ) جز بردبار نتواند سر نادان را كوفتن و جز وقر نتواند استخوان بد زبان را شكستن .
( 9 ) به چشم عبرت بروزگار ننگريستى مگر آنكه گنج عبرت به تو بخشيد .