باشد و از او هيچ اسم نبرد . از نوشتههاى ميرفندرسكى هم از مطالب مهم حكمت ، نظير حركت در جوهر و اتحاد عاقل و معقول بويى نمىآيد ، لذا همه شاگردان او به طريقهء شيخ رئيس مشى نمودهاند . [ 1 ]
ملا صدرا در نوشتههاى خود از ميرداماد به مناسبت نقل مطالب علمى تجليل فراوان مىنمايد و در دو نامهاى هم كه به او نوشته است ، از استاد عزيز خود به عظمت اسم برده و او را وارث علوم انبيا و مرسلين دانسته و به حد پرستش به او اظهار علاقه نموده و همهء معلومات خود را از استاد دانسته است .
اين دو نامه ديدن دارد ، يكى از اين دو نامه عربى و ديگرى فارسى است . نامهء عربى او را كه مشتمل بر مسائل علمى است ، حقير در كتاب شرح حال و آراء فلسفى ملا صدرا چاپ كرده است . [ 2 ]
شرح
مبانى حكماى اشراق مردود دانسته شده است ، مثل نفى تشكيك در افراد حقيقت واحد و برخى از مسائل ديگر .
[ 1 ] مير فندرسكى در پاسخ خود به سؤالات آقا مظفر حسين كاشى گفته است : « معتقد اين ضعيف آن است كه نشايد كه ذاتى مقول به تشكيك باشد » و ديگر آن كه مثل افلاطونى را در رسالهء حركت و اين رساله نفى كرده است و اين ، امر عجيبى است از خصوصيات فلسفه اشراق و حكماى خسروانى يكى قول به مثل نورى است ، ديگر قول به جواز ، بلكه لزوم تشكيك در افراد و انواع عالم وجود . شيخ رئيس روى همين مبنى قول قائلان به مثل نورى را نفى كرده است . مير رسالهاى هم مستقلا در نفى مثل افلاطونى و عالم برزخ چه در قوس صعود و چه در قوس نزول نوشته است . در نفى مثل نورى ادلهء شيخ را نقل نموده است .
به عقيده حقير ميرفندرسكى در حكمت و مبانى و قواعد عقلى از اقوال شيخ رئيس و اتباع او تجاوز ننموده است ، ولى تمايل به عرفا دارد و مرادش از اين شعر :چرخ با اين اختران نغز ، خوش زيباستى * صورتى در زير دارد هرچه در بالاستىمثل نورى نيست و اين گفته ، با كلمات او در نفى مثل افلاطونى و صور الهى مناقض است آنچه كه از آثار ميرفندرسكى ديده شده است در عقايد فلسفى همان نوشتههاى مشائين را تقرير كرده است .
[ 2 ] ر . ك : شرح حال و آراء فلسفى ملا صدرا تأليف نگارنده ، صص 269 - 272 .