گر ديدهء دل بازگشائى نفسى * معلوم شود كه اين حكايت چونست [ 1 ]
صدر المتألهين در واقع مؤسس يك مكتب اساسى بزرگ است كه كثيرى از معضلات فلسفه را حل نموده و بسيارى از مبانى نامرتب و نامنظم اشراق و صوفيه را با موازين برهانى وفق داده و با نظرى معرا از تعصب و مجادله ، در صدد حل عويصات و مشكلات فلسفه برآمده ، آنچه را كه حق ديده قبول كرده است ، قائل آن حكيم مشاء باشد و يا متأله اشراق و يا عارف و اصل ، با آن كه استاد او سيد محقق داماد از پيروان و طرفداران جدى و محكم و پر و پا قرص حكماى مشائين و مروج طريقهء شيخ و فارابى بوده است .
ملا صدرا به طورى كه از كتب و مصنفات او معلوم مىشود ، جميع افكار و آراى موجود در كتب مصنفه را با ديدهء تدقيق و تحقيق مطالعه كرده [ 2 ] و بعد از احاطه به كلمات حكما و صوفيه و متكلمان ، طريقهء مخصوص به خود را اختيار نموده است . فلسفهء او فلسفهء بحثى و نظرى صرف نيست . و مبانى ذوقى و كشفى را هم بدون دليل و تطبيق آن با براهين عقلى ، قبول نكرده و از اختيار مطالب كلامى و مجادلات اهل جدل و همچنين از قبول آراى واصلهء از مشهور بدون بينه و برهان تحاشى دارد . هنر ملا صدرا در اين است كه در مطالب علمى ، هم به سبك مشاء و اتباع ارسطو سخن مىگويد و هم به طريقهء حكماى اشراق وارد مباحث مىشود و هم با ممشاى اهل مكاشفه حقايق را القاء مىنمايد .
همان طورى كه بيان كرديم صدر المتألهين به واسطهء مطالعه و تفكر در آيات و
شرح
[ 1 ] رسالهء سه اصل ، صص 71 - 72 .
[ 2 ] در مقدمهء كتاب اسفار ، ج 1 ، ص 4 گويد : « ثم إنّي قد صرفت قوّتي في سالف الزمان منذ أوّل الحداثة و الريعان في الفلسفة الإلهية به مقدار ما أوتيت من المقدور ، و بلغ إليه قسطي من السعي الموفور ، و اقتفيت آثار الحكماء السابقين و الفضلاء اللاحقين ، مقتبسا من نتائج خواطرهم و أنظارهم ، مستفيدا من أبكار ضمائرهم و أسرارهم ، و حصّلت ما وجدته في كتب اليونانيين و الرؤساء المعلّمين تحصيلا نختار اللباب من كلّ باب » .