حال افضل است ، بلكه آن برأسه مستحب است چه در حال نماز و چه در غير آن حال . چنان چه شيخ بهايى در مِفْتاحُ الْفَلاح فرموده و گفته كه : « من نيافتهام در احاديثى كه در كتب اصول ما هست چيزى را كه دلالت كند بر استحباب آن از براى نماز ، بلكه احاديثى كه در اين باب واقع است همه عام است . « 1 » » ليكن سنّتى كه نقل شده كه اجماع شيعه بر آن ، در اين زمانها مندرس و متروك شده و شايد سِرّ آن چنان است كه محدّث كاشانى قدس سره فرموده كه : « چون اين از مختصّات مذهب حقّهى شيعه بوده ، و در زمان سابق به جهت تقيّه ترك مىكردند همين طريق ترك آن مستمر شده تا اين زمانها كه تقيّه بر طرف شده و عذرى بر ترك آن نيست ، و در نظر عوام و جهلهى شيعه قبيح گرديده و تقيّه منعكس شده . چون عمامه بر سرگذارى اين دعا را بخوان : « الَّلهُمَّ سَوِّمْنى بِسيماءِ الإيمانِ و تَوِّجْنى بِتاجِ الْكرامَةِ و قَلّدْنى حَبْلَ الإسْلامِ وَلاتَخْلَعْ رِبْقَةَ الأيمانِ مِنْ عُنُقى » « 2 » علّامه مجلسى ( عَلَيْهِ الرَّحْمَة ) فرموده كه : « كلاههاى دراز كه ( بُرْطُلّه ) مىگويند وارد شده است كه پوشيدن آنها زىِّ يهودان است « 3 » و علما گفتهاند كه مكروه است « 4 » » و از بعضى احاديث ظاهر مىشود كه پايى ن كلاه را شكستن و برگردانيدن مكروه است . و از حضرت رسول صلى الله عليه و آله منقول است كه : « هر گاه كلاههاى تَرَكْ دار در ميان امّت من بسيار شود زنا كردن در ميان ايشان شايع شود ، « 5 » و كلاه « تَرَكْ دار » ظاهراً مانند « قاووق » و كلاه « بكتاشى » و امثال آن باشد » .
مقامات العلية في موجبات السعادة الأبدية ( خلاصه معراج السعادة وحلية المتقين ) ( فارسي ) — صفحة 245
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٢٤٥
هامش
( 1 ) . مفتاح الفلاح ، ص 167 .
( 2 ) . همان ، ص 166 .
( 3 ) . مكارم الأخلاق ، 138 .
( 4 ) . مرآة الكمال ، ج 1 ، 92 .
( 5 ) . الكافى ، ج 6 ، ص 478 ، باب النوادر ، ح 2 .