غم خويش در زندگى خور كه خويشبه مرده نپردازد از حرص خويش « 1 » و نيز دانستن اين مطلب است كه : مال از بهر آسايش عمر است ، نه عمر از بهر گرد كردن مال ؛ چنان چه عاقلى را پرسيدند كه نيك بخت كيست و بدبخت چيست ؟ گفت : نيك بخت آن كه خورد و كشت ، و بدبخت آن كه مُرد و هِشت ! . . . حضرت موسى عليه السلام قارون را نصيحت كرد كه « وَأَحْسِنْ كَما أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ » » « 2 » نشنيد و عاقبتش شنيدى كه از اندوخته به دو چه رسيدى .
« آن كس كه به دينار و درم خير نيَندوخت * سر عاقبت اندر سر دينار و درم كرد
خواهى كه متمتّع شوى از دنيا و عقبا * با خلق كرم كن كه خدا با تو كرم كرد « 3 » »
* * *
« سخاوت زمين است و سرمايه زَرع * بده كاصل خالى نماند ز فرع
ز نعمت نهادن بلندى مجوى * كه ناخوش كند آب استاده بوى « 4 » »
دانايان گفتهاند كه : دو كس مردند و حسرت بردند ؛ يكى آن كه داشت و نخورد ، ديگر آن كه دانست و نكرد .
فصل : چون مذمّت بخل و مدح سخاوت را شنيدى ، پس بدان كه سخاوت شامل دو نوع از عطاها و انفاقات است .
اول : انفاقات واجبه ؛ مانند زكات و خمس و نفقهى عيال و نحو آنها است و
هامش
( 1 ) . بوستان ، باب دوم در احسان ، سرآغاز ، ص 135 .
( 2 ) . سوره قصص ، آيهى 77 .
( 3 ) . سعدى ، گلستان ، باب هشتم - در آداب صحبت ، گفتار 2 ، ص 364 .
( 4 ) . سعدى ، بوستان ، باب ششم در قناعت ، حكايت 12 ، ص 327 .