تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 659

مساهمون:

ص٦٥٩
( 1 ) آنگاه كيسه اى كه در آن پول بود خواست و دست در آن داخل كرد و مشتى پول به آن مرد داد ، و به او گفت : از خدا بترس و در خرج كردن آن افراط يا تفريط مكن ، و ميانه رو باش . تبذير از اسراف است و خداى بزرگ فرموده است : * ( « وَلا تُبَذِّرْ تَبْذِيراً ) * به هيچ روى تبذير نكنيد ! » 10 الإمام الرّضا « ع » - قال محمّد بن سليمان : سأل الرّضا « ع » رجل و أنا أسمع ، فقال له : جعلت فداك ! إنّ الله جلّ و عزّ يقول : * ( « وَإِنْ كانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلى مَيْسَرَةٍ ) * » ، أخبرني عن هذه النظرة الَّتي ذكر الله عزّ و جلّ في كتابه ، لها حدّ يعرف إذا صار هذا المعسر إليه ، لا بدّ له من أن ينتظر ؛ و قد أخذ مال هذا الرّجل و أنفقه على عياله ، و ليس له غلَّة ينتظر إدراكها ، و لا دين ينتظر محلَّه ، و لا مال غائب ينتظر قدومه ؟ قال : نعم ، ينتظر به قدر ما ينتهي خبره إلى الإمام فيقضي عنه ما عليه من الدّين ، من سهم الغارمين ، إذا كان أنفقه في طاعة الله عزّ و جلّ . . . « 1 » ( 2 ) امام رضا « ع » - محمّد بن سليمان مىگويد : كسى از ( امام ابو الحسن علىّ بن موسى ) الرّضا « ع » چيزى پرسيد و من مىشنيدم ، گفت : فدايت شوم ! خداى بزرگ مىفرمايد : « * ( وَإِنْ كانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلى مَيْسَرَةٍ ) * اگر ( بدهكار ) گرفتار عسرت ( سختى ، تنگدستى ) باشد ، ( طلبكار ) بايد منتظر بماند تا عسرت او رفع شود » ؛ اكنون به من بفرماييد كه اين منتظر ماندن ( و مهلت دادنى ) را كه خداى بزرگ در كتاب خود فرموده است ، آيا اندازه اى دارد كه بايد تا آن اندازه به اين تنگدست مهلت داد و منتظر ماند ، يعنى آدمى كه مال ديگرى را گرفته و خرج خانوادهء خود كرده است ، و نه غلَّه اى دارد كه
هامش
« 1 » . « وسائل » 13 / 91 - 92 .