4 * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ، كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ ، شُهَداءَ لِلَّه ) * . . . « 1 » اى مؤمنان ! پيوسته به داددهى به پاى ايستيد ، و براى خدا ( و سخن حق و عدل ، براستى ) ، گواهان باشيد . . . 5 * ( وَأَوْفُوا الْكَيْلَ وَالْمِيزانَ بِالْقِسْطِ ) * . . . « 2 » پيمانه و ترازو را تمام بپيماييد ، بر ميزان قسط ( دادگرى ) . . . ، فصلهاى گذشته ( 98 فصل ) ، از اين دو باب ( باب 11 و باب 12 ، از آغاز جلد سوّم تا اينجا ) ، چيزى جز لوحى زنده نيست كه در برابر خوانندگان و توده ها ، حقيقت آشكار ياد شده را مجسّم مىسازد ( اسلام ، « تكاثر » و « فقر » را نمىپذيرد ) ، و با قلمى بس روشن آن را ترسيم مىكند ، ليكن ما اين فصل كوتاه را نيز بعنوان تأكيدى بر اين خاستگاه اسلامى و انسانى بزرگ افزوديم ، تا فروغى ديگر بر اين ديدگاه از ديدگاههاى فصلها تابيده باشد .
و اينك - بعنوان نمونه - ده حديث را كه پيش از اين آورده بوديم ، بار ديگر در اينجا - در كنار هم - مىآوريم :
حديث
1
النّبيّ « ص » : . . . أذكَّر الله الوالي من بعدي على أمّتي ، ألَّا يرحم على جماعة المسلمين ، فأجلّ كبيرهم ، و رحم ضعيفهم ، و وقّر عالمهم ، و لم يضرّ بهم فيذلَّهم ، و لم يفقرهم فيكفرهم ، و لم يغلق بابه دونهم فيأكل قويّهم ضعيفهم . . . « 3 »
هامش
« 1 » . « سورهء نساء » : 135 .
« 2 » . « سورهء انعام » : 152 .
« 3 » . « اصول كافى » 1 / 406 .