بنيات ، يقعد على كلّ بنية عشرة ، كلَّما أكل عشرة جاء عشرة أخرى ، يلقى لكلّ نفس منه مدّ من رطب . و كنت امر لجيران الضّيعة كلَّهم - الشّيخ و العجوز و الصّبيّ و المريض و المرأة و من لا يقدر أن يجيء - فيأكل منها ، لكلّ إنسان منهم مدّا ؛ فإذا كان الجذاذ ، أوفيت القوّام و الوكلاء و الرّجال اجرتهم ، و أحمل الباقي إلى المدينة ، ففرّقت في أهل البيوتات و المستحقين الرّاحلتين و الثّلاثة و الأقلّ و الأكثر ، على قدر استحقاقهم ، و حصل لي بعد ذلك أربعمائة دينار . و كان غلَّتها أربعة آلاف دينار » . « 1 »
( 1 ) [ مردى از ياران حضرت امام جعفر صادق « ع » ، شنيده بود كه امام نخلستانى در نزديكى مدينهء طيّبه دارند ، و در مصرف محصول آن بطريقى خاص عمل مىكنند . اين مرد خواست تا اين موضوع را از دهان خود آن حضرت بشنود .
روزى خدمت امام صادق « ع » رسيد و عرض كرد : ] فدايت شوم ! شنيدهام شما در مورد درآمد نخلستان « عين زياد » به گونه اى عمل مىكنيد كه دوست دارم جريان را از خودتان بشنوم . امام فرمودند : بسيار خوب ! جريان اين است كه هنگامى كه خرماها مىرسد ، من دستور مىدهم كه ديوارهاى نخلستان را به اندازه رفت و آمد خراب كنند ، تا مردم بتوانند وارد شوند و از خرماها بخورند . و مىگويم هر روز ده سكو مانند بسازند ، كه روى هر يك ده نفر بتوانند بنشينند ( و براحتى و تميزى خرما بخورند ) ، و هر ده نفرى كه خوردند و رفتند ده نفر ديگر بيايند . و براى هر نفر يك مدّ « 2 » رطب بگذارند . و مىگويم براى همهء همسايگان آنجا - از پيرمرد و پيرزن و بچه و بيمار و زن و هر كس نمىتواند بيايد و خرما بخورد - براى هر كدام يك مدّ خرما ببرند ( و به در خانه شان تحويل دهند ) . و چون زمان جمع آورى محصول تمام شد ، به همهء كارگران و وكيلان خود و اشخاصى كه كمك كردهاند مزد پر و پيمانى مىدهم ؛ باقيماندهء
هامش
« 1 » . « وسائل » ج 4 ، كتاب الزّكاة ، ص 140 - 141 ( چاپ 20 جلدى - تهران ) .
« 2 » . مدّ ، 3 - 4 كيلو است تقريبا ( حدود 10 سير ، 750 گرم )