گفتهاند ، و لفظ ياقوت عربيست .
( سخن ) در معرفت معدن « 1 » ياقوت
معادن جمله ( انواع « 2 » ) ياقوت سرخ و جز آن « 3 » در زمين هند « 4 » است ، در طرف شرقى قريب بجزيرهء سرنديب در طرف درياء هركند ، در قديم الايام در ميان آن سنگها چيزى يافتهاند ، مثل غلافى سفيدرنگ ، مانند انارى ، و در ميان آن پارهاء ياقوت مثل دانههاء انار ، آن غلافها را شكستهاند ، و ياقوت را ازو « 5 » برون كردهاند . و لعل « و بلور و جمس هم در غلاف است » « 6 » ، چه هر جوهر معدنى كه شفّاف بود ، ( اقتضا چنان مىكند كه در غلاف بود ، بسبب آنكه هر جوهر كه آن شفاف باشد « 7 » ) در ابتداء خلقت مادهء اومائى « 8 » بوده باشد ، بسببى از اسباب منجمد و متحجّر شده ، و هر جوهر كه مائى بود ، البته او را وعائى « 9 » بايد ، تا آن ماده متلاشى نشود .
و جماعتى از معتمدان تجّار « 10 » حكايت كردند كه در حدود سرنديب صحرائى است كه در فصل بهار سيلهاى بسيار مىآيد « 11 » . و در فصل تابستان منقطع مىشود « 12 » . بعد از انقطاع سيل ريگهاء آن را مىشويند .
و از آنجا ريزههاء ياقوت خرد « 13 » از همهء الوان سرخ و زرد « و كبود
هامش
( 1 ) - ع : معادن
( 2 ) - در ع : نيست
( 3 ) - ن ، ج : و غيرهم
( 4 ) - م : هندوستان
( 5 ) - م : از آن
( 6 ) - ن ، ج : نيز هم در اين غلاف است و بلور و جمس
( 7 ) - آنچه ميان پرانتز است فقط در نسخهء ع : است
( 8 ) - ن « مايى » اين كلمه در نسخهء ن : خط خورده و در بالاى سطر به « مائيتى » اصلاح شده
( 9 ) - ج ، ن : وعاء
( 10 ) - ع : كه از معتمدان تجارند
( 11 ) - ج ، ن : مىآيند
( 12 ) - ج ، ن : مىشوند
( 13 ) - ع :
سرخ و زرد .