مصعد بالارفته 208
مصطكى ( بفتح و ضم ) علك رومى - صمغى است زردرنگ 106
مصول شستهشده - پاكشده ( م ) 59 / 73
مضرابى مدور - مدور دو نوع بود مدور حقيقى ، و مدور طولانى كه باصطلاح جوهريان آن را مضرابى خوانند 45
مضرس دندانهدار 94
مضروب سكهزده 211
مضمحل نابود و ناچيز 258
معاجين جمع معجون 213 / 240
معجون خميرشده و باصطلاح اطباء ادويهء چند سائيده كه بشهد و قند آميخته باشند خواه خوشمزه خواه تلخ باشد .
بخلاف جوارش كه خوشمزه بودن در آن شرط است .
( م ) 49 / 105
معصره چرخشت ، آنچه در آن انگور و غيره را بفشارند 219
معصفر چيزى كه به گل كاچيره رنگ كرده باشد 34 / 36
معمول ساختهشده و تركيبى از فلزات ( م ) 148 / 210 / 227
مغاص جاى فروشدن در آب ( م ) 83 / 84 / 86
مغاك گو ، گودال 66
مفرح فرحدهنده و به اصطلاح اطبا نوعى از مركبات ادويه كه اعضاء رئيسه را قوت دهد و شيرين و خوشبو بود . جمع آن مفرحات است ( م ) 37 / 213 / 214
مفرط كثير و بسيار 13 / 105
مفرطح عريض - راس مفرطح : سر پهناور ( منتهى الارب ) 94
مقبب قبهدار ، برآمده 45
تنسوخ نامه ايلخانى ( فارسى ) — صفحة 321
مساهمون: خواجه نصير الدين الطوسي
ص٣٢١