هار كردن به رشته كشيدن 96
هباء غبار و گرد هوا كه از روزن پيدا آيد 1
هر كاره ديگ سنگى كه در آن غذا پزند - مطلق ديگ 229
هركند نام دريايى است ( معجم البلدان ) 31
هضم گوارش غذا در معده 209
هليلجى هليلج معرب هليله است ، يعنى به شكل هليله 93
هوام حشرات زمين 60 / 139 / 158
واسطهء عقد گوهر بزرگ بيشبهاء وسط گردنبند 99
وال نوعى از ماهى كه آن را به شال گويند 86 / 87
ودايع امانتها جمع وديعه 1
وسخ چرك و ريم 104
وعاء خنور و ظرف ، جمع آن اوعيه 21 / 31 / 71
وقايت هرچه چيزى را بدان نگهدارند 21
يرقان بيمارىايست كه بدن و چشمان را زرد كند 138 / 143
يزدانپرستان اسمى است كه آتشپرستان خود را بدين نام ناميدهاند 79
يمكن تواند بود 63 / 88
تنسوخ نامه ايلخانى ( فارسى ) — صفحة 324
مساهمون: خواجه نصير الدين الطوسي
ص٣٢٤