كوپله قبه و حبابى كه بر روى نان افتد 180
كهوبت و كهبت سپيدى مائل به تيرگى 38
كوك كاهو 239
كوكب الارض ستاره زمين - طلق 170
گربز معرب آن جربز است از اشباه ياقوت باشد ( جماهر ) 40
گزارده كرده نقش كرده و مجسم نموده 63
گشادهروى زن غير بكر 181
گند بوى بد 183
گندنا تره 56
گو مغاك 66 / 94
گوشماهى صدف 166 / 198
لحام آنچه بدان سيم و زر را پيوند دهند 180 / 184 / 186
لحام زر لحام الذهب : تنكار ، بوره 180
لعبت بربرى بيخى است شبيه بسورنجان و باريكتر مانند سر پستان تلخ و تند ( تحفه ) و بعضى گويند خود سورنجانست و آن سهو است 235
لغوب ( به دو ضمه ) خستگى و رنجورى 3
لقوه بيمارى كجى دهان و روى ( م ) 82 / 138
لك لاك ، صمغ نباتى است 43
لك سبز لاك كه از درخت كنار خيزد 139
لوش گل تيرهء ته حوض و جوى آب 86
ليف پوست درخت خرما 87
مائى آبى 31
تنسوخ نامه ايلخانى ( فارسى ) — صفحة 318
مساهمون: خواجه نصير الدين الطوسي
ص٣١٨