قروح جمع قرح : ريشها و زخمها 219
قر حركت قسرى ، حركتى كه ارادى و طبيعى نباشد و محركى داشته باشد 9
قصبه نى . در اينجا مراد زمرد است كه به مانند نى مجوف و دراز باشد 58 / 63
قصب الذريره نباتى است كه در هند رويد ( كتاب الحشائش ) 240 / 241
قلعى رصاص سفيد ( م ) 218 / 225 / 228
قلى شخار ، قليا ، و او را از سوزاندن اشنان تازه گيرند .
197 / 198 / 210
قوبا بيماريى است كه جلد بدن ستبر و درشت شود و خارش در آن ظاهر گردد 165 / 284
قوت باه توانائى به نكاح 239 / 258
قوت فاعله حرارت و برودت ( بحر الجواهر ) 10
قوت منفعله رطوبت و يبوست ( بحر الجواهر ) 10
قوسقزح رنگينكمان كه در هواى ابر و باران پيدا شود 68 / 91
قولنج دردى كه در روده قولن پيدا شود 82 / 138 / 209
كتاره خنجريست شمشير مانند كه در هند معمولست 146
كحل سنگ سرمه ، سرمه 174 / 175
كرى كروى 10 / 125
كفشير قلعى ارزيز كه مس و برنج را بدان لحيم كنند 216
كلالت و كلال ماندگى 174
كلس آهك ، نوره 169 / 179 / 206 / 217
تنسوخ نامه ايلخانى ( فارسى ) — صفحة 317
مساهمون: خواجه نصير الدين الطوسي
ص٣١٧