هارون بن سليمان معروف به بغرا خان بخارا را بگرفت و امر سامانيان پريشان گرديد ، اين زمرد بخوارزم افتاد و به خوارزم شاه رسيد .
بغرا خان پس از تصرف بخارا بيمار شد ، و از آنجا قصد بلاد خويش كرد ، و در راه در همان سال يعنى سال 383 درگذشت .
( كامل ابن اثير ج 9 ذيل حوادث سال 383 و سال 407 ) .
( 15 ) - ص 63 س 1 كه آن را بچه گفتندى
در تمام نسخ تنسوقنامه به همين صورت ( بجه ) يا ( بچه ) است و در كتاب العرايس ( بحه ) بحاء مهمله است .
و در كتاب الجماهر ( بحر ) آمده است و از علتى كه ابو ريحان بعد از آن ذكر كرده و گويد « به جهت سبزى آن را بحر گويند » بايد ( بحر ) درست باشد نه ( بجه ) . ( ص 165 )
و در همان كتاب بهاء آن چهل هزار دينار ذكر شده نه دو هزار دينار چنان كه در تنسوقنامه و العرايس است .
( 16 ) - ص 65 س 1 الماس
از يونانى
adamas
است بهترين آن ماقدونى و زبونترين او مشيرى خالدار است و اسم هندى آن ماس مىباشد .
الماس از احجار كريمه است ، و آتش و آلات حديدى و امثال آن در آن اثر نمىكند ، و از سرانديب خيزد ، و قسمى از آن سفيد نزديك برنگ نوشادر و شفاف و مسمى بنوشادرى است ، و از باقلى بزرگتر ديده نشده است ، و قسم سفيد او كمتر از نشادريست ، و قطعات بزرگ از او يافت مىشود .
( 17 ) - ص 66 س 8 بفرمود تا آينهاى ساختند بغايت بزرگ و با صفاء تمام در برابر افاعى بداشتند
بيرونى اين داستان را از جمله خرافات و ترهاتى كه در كيفيت بدست