و اما حجر العين يس سبج احق به اين نام است تا فيروزه ، چه عامهء مردم را گمان آنست كه سبج اگر با كسى باشد زيان چشم ازو دفع گردد .
و ازاينروى از آن گردنبند سازند ، و دفع چشمزخم را بر گردن كودكان آويزند .
در جاى ديگر از كتاب جماهر ( ص 198 ) گويد حجر الغلبه جنسى از يشم را گويند و عبارت وى چنين است :
« و فى كتاب النخب ؟ ان اليشم هو حجر الغلبة و قد تستعمله الترك ليغلبوا الاقران » .
و صاحب معرفة الجواهر گويد : « و اين حجر را حكما مبارك داشتهاند و نام آن فرخ نهادهاند و حجر الجاه و حجر الغلبه و حجر العين نيز گويند » .
( 22 ) - ص 77 س 11 طرملح
فيروزهايست كه سنگى غريب با وى آميخته بود ، و آن را با سنگ غريب بحك املس كرده جلا دهند . و خطائيان سنگ غريب را سياه كنند . و زيور بتان و بترويان سازند . ( جواهرنامه ) .
( 23 ) - ص 78 س 12 جوهريان آن را مسيحا خوانند
مسيحا نوعى فيروزهء رخو التركيب سفيدفام است . و چون اين قسم را در روغن شيره اندازند رنگين شود ، ليكن عنقريب رنگ او تغيير پذيرد ، و اين قسم را مسيحا خوانند . ( جواهرنامه )
و در جواهرنامهء محمد بن مبارك قزوينى اين كلمه مسيحى با يا نوشته شده است .
( 24 ) - ص 80 س 3 اكسير
اكسير ( بكسر اول و سوم ) كيميا را گويند ، و آن جوهرى است گدازنده و آميزنده و كاملكننده ، يعنى مس را طلا مىكند . و به زبان اروپائى
elixir