و رنگ روى را كه بسبب علّت بواسير بىرنگ شده « 1 » باشد ، بصلاح آرد .
( و ) زعفران الحديد هم از آهن حاصل مىكنند . « و بآهن سپرز را داغ كنند ، مضرّت آن بازدارد « 2 » » زيادتى رطوبات را دفع كند .
فصل در صفت خارصينى و خاصيّت آن « 3 »
در زمين « 4 » چين گوهريست گداختنى كه آن را خارصينى گويند .
زردرنگ باشد ، مزاج و رنگ او نزديكست بزر سرخ .
و گفتهاند كه از خلاص برون آيد ، و از جوهر زر ثقيلتر است . به حكم آنكه چون آن زر را كه با آن « 5 » جوهر آميخته باشد بگدازند ، آن جوهر ترسّب مىكند در زير بوته . و اين معنى بر ثقل ( او ) دالّ است ، و اين جوهر متطرّق نيست .
آوردهاند كه وقتى صاعقهاى آمد عظيم ، و بر موضع ( آن ) « 6 » جوهرى يافتند صلب ، مثل عمودى « 7 » بيشتر از آن طولانى « 8 » به زمين فروشده « 9 » مثل لون آهن سفيد ، چنانچه بلون نقره نزديك بود . از آن دشنهها « 10 »
هامش
( 1 ) - م : زرد شده
( 2 ) - فقط در - ع - است
( 3 ) - ج ، ن : و خواص آن
( 4 ) - ج ، ن ، م : در ولايت
( 5 ) - ( آن ) در - م - : نيست
( 6 ) - ع : بدان موضع
( 7 ) - ع :
صلب از عمودى
( 8 ) - م ، ن ، ج : در طولانى
( 9 ) - م : فروشده بود
( 10 ) - م : دستها .